Mittwoch, 15. Juli 2009



مختصات دوران کنونی و نياز به يک اعتصاب عمومی سياسی

تحولات سياسی جامعه ايران در طول يک ماه گذشته، نشان دهندۀ عميق‌تر شدن بحران سياسی‌ست که جمهوری
اسلامی با آن روبرو شده است. اين تحولات در همين مدت کوتاه به خوبی نشان می‌دهد که اين بحران، يک بحران سطحی و بی‌ريشۀ برخاسته از خرده اختلافات درونی طبقه حاکم که بتواند با توافق و سازش ميان آنها از ميان برود، يا نيازهای مبرم جامعه از طريق قوانين و نهادهای دولتی موجود و احياناً حک و اصلاح آنها برطرف گردد، در يک کلام، بحرانی قانونی نيست. بلکه بحرانی ريشه‌دار و عميق، برخاسته از تضادها و نيازهای اجتماعی‌ست که حل آنها، درهم شکستن و جاروب کردن تمام قوانين و نهادهای دولتی موجود را می‌طلبد، يعنی بحرانی‌ست با خصلت و مضمون انقلابی. در يک کلام، بحران انقلابی
اين بحران انقلابی، نشانۀ آن است که دوران آرامش سياسی، دورانی که توده‌های مردم از زندگی فعال و پرتکاپوی سياسی برکنارند، علاقه‌ای به سياست نشان نمی‌دهند، به وضع موجود تمکين می‌کنند، روحيه تعرضی ندارند و در ابعادی وسيع به مبارزات علنی، مستقيم و انقلابی عليه نظم موجود روی نمی‌آورند، به پايان رسيده است و دوران جديدی در زندگی سياسی مردم، در رفتار و روحيات آنها، در اشکال مبارزاتی‌شان، آغاز شده است. توده‌های مردم به زندگی پرتکاپوی سياسی، به مبارزه‌ای علنی، مستقيم و تعرضی عليه قدرت حاکم روی آورده‌اند، دوران توفان‌های سياسی، تغيير و تحولات سريع، چرخش‌های بزرگ، خلاصه کلام، يک دوران انقلابی جديد آغاز شده است
ساده پنداری بود اگر کسی تصور می‌کرد، فردای انتخابات رياست جمهوری، ميليون‌ها تن از مردم ايران به خيابان‌ها ريخته‌اند و حاضر به جانفشانی‌اند، به اين علت که در انتخابات تقلب رخ داده و نماينده خواست و اراده مردم از صندوق‌های رأی گيری بيرون نيامده است! لااقل اکثريت بزرگ مردم ايران خوب می‌دانستند که در ايران انتخابات به معنای مرسوم آن در همان چارچوب‌های نظام پارلمانی وجود ندارد، تقلب و رأی سازی هم ذاتی انتخابات در جمهوری اسلامی‌ست که همواره وجود داشته است، يک بار هم انتخاب ميان بد و بدتر و برای گروهی ديگر از اين مردم توهم به اصلاح امور و تحقق مطالبات فوری‌شان در چارچوب همين نظام، تجربه شده بود. لذا توهمی هم در اين مورد که موسوی کيست، چه می‌گويد و چه می‌تواند بکند، برای اکثريت مردم وجود نداشت و بنابراين کسی هم حاضر به فدا کردن جان خود در اين راه نبود.آنچه که رخ داد، انفجاری بود ناشی از تضادها و نيازهای مبرم جامعه و توده مردم که بيش از آن حاد شده بودند که بالاخره در جائی خود را نشان ندهد
وقتی که جامعه‌ای آبستن تحولات جديد است، می‌توان اين را فهميد و گفت. اما که اين در کجا، کی و چگونه آعاز می‌گردد، وابسته به لحظه‌ای‌ست که پيشاپيش نمی‌توان پيرامون آن حرفی زد. چرا که هر اتفاقی ولو کوچک در يک چنين شرايطی می‌تواند جرقه‌ای باشد که به حريقی بزرگ تبديل شود. خود اين مسئله که آيا صبح روز ۲۳ خرداد وقتی که در آغاز، گروه کوچکی از دانشجويان و جوانان به اعتراض خيابانی روی آوردند، طرفداران موسوی بودند يا نه، فاقد اهميت است. اما اهميت مسئله در اين است که اين تقلب و نزاع انتخاباتی به همان لحظه‌ای تبديل می‌گردد که از درون آن انفجار خشم و نارضايتی توده‌ای فوران می‌کند و ميليون‌ها انسان را به صحنه مبارزه‌ای وارد می‌نمايد که آغازگر دوران جديدی در زندگی سياسی و مبارزاتی مردمان يک کشور است. مقدمات اين انفجار، پيشاپيش از مدتها پيش با انباشته شدن باروت آن، حادتر شدن روزافزون تضادهائی که راه حلی برای خود نيافته، نياز به تحولی که مدام به تعويق افتاده و تضاد آشتی ناپذير ميان توده مردم با روبنای سياسی و قدرت حاکم را دم به دم تشديد کرد، فراهم شده بود
در طول همين مدت کوتاه يک ماهه، توده‌های مردم ايران به اشکالی از مبارزه روی آورده‌اند که فقط نمونه آنها را در جريان انقلاب شکست خورده پيشين مردم ايران، در سال ۵۷ ديده‌ايم. تظاهرات موضعی و پراکنده ده‌ها هزار نفری، راه‌پيمائی ميليونی، سنگربندی خيابانی، شعارهای شبانه از درون خانه‌ها به منظور تخريب روحيه ستمگران و فرسوده کردن نيروهای سرکوب آن، تداوم اين موج مبارزه، همگی بيانگر همين دوران جديد در زندگی سياسی و مبارزاتی مردم ايران است
اين واقعيت در ارتقاء و تحول شعارهای توده مردم نيز منعکس است. در آغاز، که طرفدار يک جناح از رژيم در تلاش بودند ابتکار عمل و مبارزه مردم را به چارچوب نزاع و رقابت درونی رژيم محدود کنند، شعارها عمدتاً بر سر تقلب در انتخابات ، پس گرفتن رأی بود و الله اکبر. اما مردم برای چيز ديگری به صحنه آمده بودند. شعار پس گرفتن رأی چنان به سرعت ناپديد شد که گوئی اصلاً بحثی بر سر اين مسئله نبوده است. شعار الله اکبر نيز که برای نخستين بار از درون خانه‌های وابستگان به جناحی از حکومت و طرفداران آنها از شمال شهر تهران بلند شد، وقتی که در مرکز تهران به مبارزات انقلابی مردم رسيد، در ميان شعارهای مرگ بر ديکتاتور و مرگ بر جمهوری اسلامی گم شد و تحت‌الشعاع قرار گرفت
آن جناح از هيئت حاکمه که هنوز ماهيت اوضاع سياسی جديد و خصلت مبارزات توده‌های مردم را درنيافته بود، نخست در تلاش بود که از مبارزه مردم به عنوان وسيله‌ای برای گرفتن امتياز و رسيدن به اهداف اقتصادی و سياسی‌اش استفاده کند. اما اين مبارزه در همان روزهای آغازين‌اش بيش از آن پيش رفته و راديکال بود که فرصت استفاده را به آنها بدهد. موسوی خودش گفت: "ما نه در پيش بلکه بدنبال آن راه افتاديم و به آن نرسيديم و تصوری هم نداشتيم که آن راهپيمائی ميليونی رخ دهد و از آن‌رو در آن شرکت کردم که مانع خون‌ريزی شوم." اما جنبش به پيش رفت و مبارزات چنان راديکال شد که آنها ديگر هوس استفاده از آن را کنار نهادند. وقتی که ديدند آخرين تلاش آنها برای فراخواندن مردم به مساجد و تکايا ديگر هيچ پاسخی نگرفت، يک‌سره خود را کنار کشيدند و رسماً از آن تبری جستند
شاخص ديگر اين دوران سياسی جديد، شکاف عميقی‌ست که در درون طبقه حاکم بروز کرده است. حکومت از هر سو شکاف برداشته است، طبقه حاکم آن را می‌بيند، با اين همه نمی‌تواند بر اختلافات درونی و شکاف‌ها غلبه کند. علت چيست؟ علت همانا تضادهای لاينحل جامعه موجود، بحران‌های آن، شکست سياست‌های هيئت حاکمه، نارضایتی و مبارزات توده‌های مردم است که اجازه فائق آمدن طبقه حاکم را بر تضادها، اختلافات و شکاف‌های درونی‌اش نمی‌دهد
جناحی از هيئت حاکمه به رهبری خامنه‌ای بر ادامه سياست‌های گذشته و تشديد اختناق و سرکوب مصّر بوده و هست و اين را تنها راه نجات و بقای جمهوری اسلامی، غلبه بر تضادها و اختلافات درونی طبقه حاکم و کنترل و مهار مبارزات توده‌های مردم می‌داند. اين جناح هر راه ديگری را مترادف نابودی جمهوری اسلامی و دولت دينی می‌داند و آن را رد می‌کند. جناح مقابل که در طول چند سال گذشته بخش قابل ملاحظه‌ای از منافع و سهام اقتصادی و سياسی خود را در برابر جناح ديگر از دست داده و از اين بابت با جناح خامنه‌ای در تضاد قرار گرفته است، ادامه سياست جناح رقيب را نه فقط خطری برای جمهوری اسلامی، بلکه برای تمام سيستم اقتصادی و اجتماعی موجود ارزيابی می‌کند و خواهان تغييرات و اصلاح در پاره‌ای سياست‌ها و حتا در قوانين و نهادهای موجود برای تخفيف تضادها و بحران‌ها و کنترل مبارزات مردم می‌باشد. جناح مقابل اما پاسخ می‌دهد که اين سياست هم در دوره خاتمی با شکست روبرو گرديد و چيزی نمانده بود که همان وقت به نابودی جمهوری اسلامی بيانجامد

اعتلای مبارزات توده‌های مردم به ناگزير از يک سو اين هر دو جناح را به اصرار بر درستی سياست خود و بالنتيجه تشديد تضادها، اختلافات و تقابل بيشتر سوق می‌دهد و از سوی ديگر تشديد بحران در بالا به شکاف‌های بيشتری در صفوف طبقه حاکم می‌انجامد. اين شکاف‌های جديد را در درون هر دو جناح هيئت حاکمه از هم اکنون ميتوان به وضوح ديد. گروهی از جناح خامنه‌ای پوشيده و آشکار به مخالفت با ادامه سياست انعطاف ناپذير برخاسته‌اند. اين اختلاف به ويژه در شکل علنی آن ميان مجلس و دولت آشکار است. حتا در ميان دستگاه روحانيتی که عمدتاً جانبدار اين جناح بود شکاف رخ داده است. برخی از سران اين دستگاه روحانيت، شديداً احساس خطر کرده‌اند و خواهان تعديل سياست‌های اين جناح‌اند
در جناح مقابل نيز همين شکاف ديده می‌شود. گروهی خواهان کنار آمدن با جناح ديگر برای مقابله با بحران سياسی موجودند و گروهی ديگر حتا خواهان تشديد درگيری‌ها تا لااقل خلع سران جناح رقيب از قدرت می‌باشند. اين است وضعيت طبقه حاکم و نمايندگان سياسی آن در لحظه کنونی
اما به رغم تشدید اين اختلافات، تضادها و شکاف‌ها، خصلت سياسی دوران کنونی، تغييرات و جابه‌جائی‌های سياسی سريع را در بالا نيز ايجاب می‌کند. به همان نسبت که مبارزات توده‌ای وسيع‌تر، پردامنه‌تر، اعتلا يافته‌تر می‌شود، طبقه حاکم به ناگزير تاکتيک‌های خود را تغيير خواهد داد. گروهی می‌روند و گروهی ديگر می‌آيند، تاکتيکی به کنار می‌رود، تاکتيک ديگری جای آن را می‌گيرد و تحت شرايطی دو تاکتيک در يکديگر تلفيق می‌شوند، تا شايد بتوانند بحران سياسی را که خصلتی انقلابی دارد مهار کنند.نتيجه اما وابسته است به اين مسئله که جنبش انقلابی تا کجا پيش رفته و به لحاظ سازمان يافتگی، آگاهی و رهبری در چه وضعيتی قرار دارد
همين که در ايران يک بحران انقلابی پديدار گشته، خود گواه روشنی‌ست بر اين که تضادهای موجود به درجه‌ای رسيده‌اند که تحولات مورد نياز جامعه و توده‌های مردم به مسئله‌ای مبرم و تأخير ناپذير تبديل شده است. قدرت حاکم نيز که تجسم سياسی آن جمهوری اسلامی‌ست، به نهايت پوسيدگی خود رسيده است. اما در جائی که انسان‌های زنده دست‌اندرکارند و مبارزه طبقاتی در جريان است، تقدير حاکم نيست. آنچه که ضروری‌ست، می‌تواند به تأخير افتد. طبقه‌ای که رسالت تاريخی دارد، می‌تواند به علت عدم آمادگی لازم حتا برای يک لحظه تاريخی هم که شده شکست بخورد و به عقب نشينی واداشته شود. يک ارتش نيرومند ميتواند در نتيجۀ يک رهبری ضعيف و حتا اشتباهات تاکتيکی از ارتشی ضعيف‌تر شکست بخورد. يک جنبش بی سازمان و بدون رهبری هم ميتواند از پای درآيد. اينها همه واقعيت‌هائی هستند که در جريان مبارزات کنونی توده‌های مردم ايران در اين مرحله جديد بايد به حساب آورده شود
جنبش انقلابی توده‌های مردم ايران در طول همين يک ماه نشان داده است که حتا در نخستين مراحل‌اش که تازه آغاز شده، به قدر کافی راديکال و پرقدرت است. توده‌های مردم آنقدر آمادگی برای بزرگترين نبردها و فداکاريها دارند و در همين مدت کوتاه چنان به سرعت مسئله ترس از قدرت حاکمه و تمام نيروهای سرکوب‌اش را پشت سر گذارده‌اند که بی مهابا به جنگ برمی‌خيزند. با دشمنی سرتاپا مسلح درگير می‌شوند. با هر حادثه و فراخوانی به عرصه مبارزه رو در روی وارد می‌شوند. اما اين جنبش هنوز فاقد رهبری و آنهم رهبری انقلابی‌ست. ناگفته روشن است که هيچ جنبش انقلابی بدون رهبری نمی‌تواند دوام آورد و هيچ جنبش انقلابی بدون رهبری انقلابی نمی‌تواند به پيروزی برسد. اين ضعف عمده جنبش در مرحله کنونی‌ست. اين ضعف هم از آنجا ناشی می‌شود که طبقه کارگر، به عنوان تنها نيروئی که می‌تواند رهبری جنبش را به دست بگيرد و اتوريته‌اش را تمام توده‌های مردم می‌پذيرند، هنوز مستقلاً در اين جنبش وارد نشده است. علت‌اش هم اين است که در نتيجه سال‌ها ديکتاتوری عريان حاکم بر ايران از تشکل و آگاهی لازم برخوردار نيست. اين ضعف البته در روند رشد و اعتلاء مبارزه عمومی که اکنون آغاز شده است، بخشاً برطرف خواهد شد و نهايتاً می‌تواند از اين طريق برطرف گردد که رشد و اعتلاء مبارزات به مرحله‌ای برسد که اعتصاب عمومی در دستور قرار گيرد. تنها اين اعتصاب می‌تواند توده‌های کارگر را در ابعادی ميليونی متشکل سازد و مهر و نشان اين طبقه را بر جنبش و رهبری آن بکوبد. چرا که در هر دوره‌ای و در هر مرحله‌ای از زندگی سياسی و مبارزاتی طبقه کارگر، شکل تشکل اين طبقه منطبق با شکل مبارزاتی آن تغيير خواهد کرد. چنين نيست که در يک دوران انقلابی هم بتوان درجه قدرت، تشکل و آگاهی طبقه کارگر را به حسب متشکل بودن‌اش در سنديکا و يا حزب سياسی‌اش محک زد و ارزيابی کرد و يا بدون در نظر گرفتن مرحله‌ای که بحران انقلابی در آن قرار گرفته است، از طريق شورا. فراموش نکنيم که در انقلاب پيشين هم، هنگامی که دوران انقلابی آغاز گرديد، طبقه کارگر نه تشکل صنفی داشت و نه حزب سياسی. نيازی به ذکر اين نکته هم نيست که طبقه کارگر امروز ايران، طبقه کارگر ۳۰ سال پيش نيست
بنابراين آنچه که ما به عنوان انقلابيون کمونيست، می‌توانيم و بايد انجام دهيم، تلاش هرچه بيشتر برای سوق دادن جنبش و مبارزات به سوی اعتصابات عمومی و به طور خاص اعتصاب عمومی سياسی‌ست. تبليغ و تدارک برای اين اعتصاب، تلاش برای ايجاد کميته‌های اعتصاب و برپائی اعتصابات
نکته‌ای را که در اينجا بايد بر آن تأکيد کرد، اين واقعيت است که اعتصاب عمومی سياسی، مکانيکی برپا نمی‌شود و يک لحظه هم شکل نمی‌گيرد. حقيقتی‌ست که شرايط عينی برای روی آوری طبقه کارگر و تمام توده‌های زحمتکش مردم مخالف نظم موجود به چنين اعتصابی فراهم است. اما اين اعتصاب خود نتيجه و برآمده از يک رشته اعتصابات اقتصادی و سياسی کوچک و بزرگ، اعتصابات تلفيقی به همراه اشکال ديگر مبارزه است. اين اعتصاب عمومی سياسی همانگونه که تجربيات پيشين نشان داده است، می‌تواند هنگامی برپا گردد که مبارزات توده‌ای چنان اعتلا يافته باشند و بحران انقلابی کنونی به درجه‌ای از رشد و رسيدگی خود وارد شود که موقعيت انقلابی شکل گرفته باشد. هنوز ما تا اين مرحله فاصله داريم و نمی‌دانيم که چه زمانی فراخواهد رسيد. در اين فاصله جنبش بايد يکرشته نبردهای تعرضی و تدافعی را پشت سر بگذارد. در يک دوران انقلابی مبارزات بی‌شماری رخ خواهد داد. خصلت سياسی و تعرضی اين مبارزات برجسته است. اما اين برجستگی خصلت تعرضی مبارزه و عمده بودن شکل سياسی جنبش هرگز به اين معنا نيست که همه مبارزات، سياسی خواهند بود، يا همواره در يک خط مستقيم پی درپی به جلو انجام می‌گيرد. بلکه اين مبارزه در يک خط پر انحناء صورت می‌گيرد. موج وار است، گاه در ابعادی وسيع به جلو می‌آيد، سپس عقب می‌نشيند. در يک زمان راهپيمائی و تظاهرات يا اعتصاباتی ميليونی شکل می‌گيرد، اما ممکن است چندين هفته و چند ماه شاهد چيزی جز تعداد کمی مبارزات محدود و اقتصادی نباشيم. اما در شرايطی که به نظر می‌رسد مبارزه در پائين‌ترين سطح خود قرار گرفته است، موج ديگری نيرومندتر از موج قبل فرا می‌رسد. اين نيز از مختصات و قانونمندی‌های مبارزه در يک دوران انقلابی‌ست. توده‌های وسيع مردم نمی‌توانند برای مدتی طولانی هر روز در خيابانها راهپيمائی و تظاهرات کنند، نمی‌توانند يک اعتصاب عمومی نامحدود داشته باشند، مگر آنگاه که نه فقط موقعيت انقلابی، بلکه لحظات قيام و سرنگونی قدرت حاکم فرا رسيده باشد
با مد نظر قرار دادن اين قانونمندی‌های مبارزه در يک دوران انقلابی و جهت تحول آن، وظيفه هر کمونيست و انقلابی آگاه است که برای ارتقاء سطح مبارزه و رسيدن به مرحله اعتصاب عمومی برای حل مسئله رهبری انقلابی جنبش و پيروزی آن تلاش کند


ویژه نامه خبری شماره ۴۳ سازمان فدائیان (اقلیت) ۲۳ تیر ۱۳۸۸


آدرس اینترنتی سایت خبرنامه: http://72.41.178.79/
عدم اجرای آئين نامه قوه قضائيه
اتحاديه سراسری كانون وكلای دادگستری ايران اعلام كرد كه آئين‌نامه‌ای كه از سوی قوه قضائيه برای كانون وكلا تصويب شده، غيرقانوني است و آن را اجرا نخواهد كرد. بهمن كشاورز رئيس اتحاديه سراسری كانون وكلاي دادگستري گفت: "اين آئين نامه را هيچ گاه اجرا نخواهيم كرد، چرا كه معتقديم بر اساس قانون تنظيم نشده است." وی ادامه داد اين آئين نامه دو اشكال اساسي دارد، اول اينكه بر اساس قانون بايد اين آئين نامه را كانون وكلا پيشنهاد و رئيس قوه قضائيه تصويب مي‌كرد، در حالي كه ما هيچ پيشنهادی نداديم! دوم اين كه اين آئين نامه با قانون لايحه استقلال كانون وكلا، قانون كيفيت اخذ وكالت و قانون اساسي در تضاد است.

محاکمه به شیوه جمهوری اسلامی
بنابه گزارشات رسیده از بند ۲۰۹ زندان اوین دانشجوی زندانی مهسا نادری برای محاکمه به شعبۀ ۲۸ دادگاه انقلاب برده شد و توسط محمد مقیسه‌ای معروف به (ناصریان) محاکمه شد. این فرد از اعضای هیئت مرگ قتل عام زندانیان سیاسی تابستان ۱۳۶۷ می‌باشد. زندانی سیاسی مهسا نادری همراه با وکیلش خانم ستوده در دادگاه انقلاب حاضر شد. ولی از حضور خانواده نادری در دادگاه فرزندشان ممانعت شد. دادگاه حوالی ساعت ۴۵ : ۹ تشکیل شد. دادگاه با فریادهای وحشیانه و غیر انسانی محمد مقیسه‌ای رئیس شعبۀ ۲۸ دادگاه انقلاب آغاز شد. او خطاب به دانشجوی زندانی می گفت: "تو محارب هستی ، این‌ها را باید بکشیم، نباید کسی از آن‌ها زنده بماند" و هم‌چنان به تهدید و توهین این دانشجوی زندانی ادامه داد.
اتهاماتی که بازجویان اطلاعات، سعید شیخان و علوی به مهسا نادری وارد کرده‌اند: شرکت در مراسم خاوران، محاربه، تبلیغ علیه نظام است.
دانشجوی زندانی تمامی اتهامات نسبت داده شده را رد کرد و همۀ آن‌ها را ساختگی و غیر واقعی دانست و هیچ دلیلی برای اثبات آن‌ها وجود ندارد
برخورد وحشیانه و غیر انسانی محمد مقیسه‌ای معروف به ناصریان به حدی شدید بود که باعث اعتراض خانم ستوده وکیل دانشجوی زندانی شد. مقیسه‌ای، خانم ستوده را نیز چندین بار به بازداشت تهدید کرد و مانع دفاعیات وی از موکلش می‌شد.
محمد مقیسه‌ای معروف به ناصریان از اعضای هیئت مرگ سال ۶۷ می‌باشد. به شهادت بازماندگان این کشتار، در تابستان ۶۷ هزاران زندانی سیاسی قتل عام شدند. علیرغم خواست سازمان‌های حقوق بشری برای دستگیری، محاکمه و مجازات آمرین و عاملین این قتل عام، هنوز در این مورد نه تنها اقدامی نشده، بلکه بعضی از آن‌ها در نقش قاضی‌های وزارت اطلاعات مشغول به کار هستند و تا به حال چندین زندانی سیاسی با اتهامات واهی و بدون برخوداری از حق دفاع و وکیل به سال‌ها زندان محکوم کرده‌اند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ضمن درج این گزارش، دستگیری، شکنجه، ادامه بازداشت و محاکمه بر اساس قانون محاربه و برخوردهای غیر انسانی فردی بنام مقیسه‌ای را محکوم کرده و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواسته است برای رسیدگی به وضعیت زنان زندانی سیاسی که در شرایط غیر انسانی به سر می‌برند، اقدام فوری نماید.

سهراب ما نمرده، ولایت است که مرده
به گزارش‌های رسیده، شب گذشته ساکنان محله آپادانای تهران، محل زندگی سهراب اعرابی، برای سهراب "شام غریبان" گرفتند.
ساکنان این محله از ساعت ۲۲ تا حدود ۲۳ شعار می‌دادند: "الله‌اکبر"، "مرگ بر دیکتاتور" و "سهراب ما نمرده، ولایت است که مرده". هم‌چنین از ورودی شهرک آپادانا تا مقابل خانه خانواده اعرابی شمع روشن چیدند.

تشدید نگرانی خانواده‌ها پس از شنیدن خبر مرگ سهراب اعرابی
صبح امروز نيز بیش از ۱۵۰ نفر از خانواده‌های دستگيرشدگان روزهای اخير، در جلوی دادگاه "انقلاب" و زندان اوين تجمع کردند.. خانواده‌ها هم اكنون متوجه شده‌اند، كه مزدوران رژيم آنان را هر روز با وعده و وعيد سر مي‌دوانند، امروز به تجمع خود حالت اعتراضي داده و تعدادي به داخل دادگاه هجوم بردند و مسئولين را تهديد كردند، در صورت عدم بررسي و آزادي هر چه سريعتر بازداشت‌شدگان، با قفل و زنجير كردن خود در جلوي دادگاه تحصن خواهند كرد. در پي اين اقدام خانواده‌ها از طرف مزدوران اسامي ٨٠ زنداني در دو ليست به خانواده‌ها داده شد و به آنها گفته شد كه دو هفته ديگر، مجددا، مراجعه شود.
هم‌چنین تعدادی از خانواده‌ها نیز بعد از شنیدن خبر جان باختن سهراب اعرابی به آگاهی شاپور مراجعه کردند و خواستار خبر از وضیعت عزیزان‌شان شدند. تعدادی از مادران فریاد می‌زدند: "اگر فرزندانمان را کشته‌اید لااقل جنازه آن‌ها را تحویل دهید." و عده‌ای نیز شعار "مرگ بر خامنه‌ای" می‌دادند.

دادسراي ويژه امنيت!
رئيس مزدور ارگان سركوب جديدي به‌نام، "بازرسي پليس امنيت عمومي نيروي انتظامي" اعلام داشت، كه خانواده‌هائي كه فرزندان آنها در جريان روزهاي اخير بازداشت شده‌اند، وضعيت فرزندان خود را از پليس امنيت عمومي تهران بزرگ و يا دادسراي ويژه امنيت پيگيري كنند. وي ادامه داد كه ليست افرادي كه توسط پليس دستگير شده باشند در اختيار پليس امنيت عمومي تهران بزرگ قرار دارد. و اسامي تمام افراد بازداشتي در اختيار دادسراي ويژه امنيت است. و خانواده‌ها از اين طريق مي‌توانند مساله فرزندانشان را پيگيري كنند. در ادامه وي تائيد كرد كه در روزهاي گذشته از طرف مامورين رنگارنگ سركوب رژيم، به تعدادي از امكان و اتوموبيل‌هاي مردم صدمه وارد شده، و گفت كه اين مسائل توسط بازرسي كل "ناجا" در حال پيگيري است.

"رئيس" نداند، چه كسي بايد بداند؟
رئيس كل دادگستري استان تهران، روز گذشته اعلام كرد، كه تا كنون دو مرتبه از بندهاي عمومي، زندان اوين، ديدار كرده است. در اين ديدارها نيز ملاقات و مذاكراتي با برخي از بازداشت‌شدگان داشته است. وقتي از آقاي رئيس پرسيده شد، كه چه تعداد بازداشتي در رابطه با تظاهرات روز ١٨ تير، در زندان بسر مي‌برند؟ ‌وي اظهار بي‌اطلاعي كرد و گفت از تعداد دقيق بازداشت شدگان خبری ندارم.

دروغ پردازی رئیس دانشگاه: هیچ دانشجویی احضار نشده است!
در حالی که اخبار نگران کننده‌ای در مورد ده‌ها دانشجوی بازداشت شده طی یک ماه گذشته، از گوشه و کنار به گوش می‌رسد و هر روز دانشجوی جدیدی احضار یا دستگیر می‌شود، فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران نه تنها بازداشت گسترده دانشجویان را تکذیب، بلکه احضارهای دست جمعی آنان به کمیته های انضباطی را هم رد کرد.
وی که به گفته تعدادی از نمایندگان مجلس جمهوری اسلامی، نیروهای انصار حزب‌الله و لباس شخصی را برای سرکوب دانشجویان به دانشگاه فراخوانده، پیش از این منکر نقش و اطلاع خود از حمله خونین دوشنبه ۲۵ خرداد به کوی دانشگاه شده بود. او در همین راستا دیروز ضمن اعتراف به ابعاد و خسارت‌های وارده به کوی دانشگاه در روز ۲۵ خرداد گفت: تاکنون هیچ دانشجویی به کمیته انضباطی دانشگاه‌ها معرفی نشده است.
گفتنی‌ست مسئولان وزارت علوم و دانشگاه‌ها به منظور سرپوش گذاشتن بر سرکوب‌ها و بستن فضای دانشگاه‌ها، امسال زودتر از زمان قانونی دانشجویان را به تعطیلات تابستانی فرستادند. با این همه نیروهای وابسته به دولت کماکان به احضار دانشجویان و بازداشت‌های خودسرانه ادامه دارد.

ادامه احضار دانشجويان به كميته انضباط دانشگاه‌ها
رئيس دانشگاه شيراز تاكيد كرد كه مسائل و حوادث اخير اين دانشگاه در كميته انضباطي بررسي مي‌شود. و پس از آن با دانشجويان برخورد خواهد شد. تا ديگر اين دانشجويان نتوانند "تخلفات" را ادامه بدهند. اين مزدور فرهنگي ادامه داد كه كميته انضباطي فرآيندي مستقل در دانشگاه است و ما در جريان مسائل نيستيم!
رئيس دانشگاه صنعتي اصفهان اعلام داشت، پس از تكميل پرونده‌ها، دانشجويان "خاطي" به كميته انضباطي احضار خواهند شد. وي ادامه داد، احضار دانشجويان به معناي مجازاتشان نيست بلكه آنها بايد تفهيم اتهام شوند، پس از آن در رابطه با دانشجويان تصميم‌گيري خواهد شد! وي در ادامه ميزان خسارات وارده به دانشگاه را نزديك به دو ميليارد تومان برآورد كرد.
معاون دانشجودي دانشگاه صنعتي نوشيرواني بابل، نيز ضمن تكذيب احضار دانشجويان به كميته انضباطي اعلام داشت كه هنوز در مرحله پيگيري هستيم، بعدا بطور رسمي در تابلوي اعلانات نام دانشجوياني كه به كميته انضباطي، احضار مي‌شوند، اعلام خواهد شد.
رئيس دانشگاه بيرجند، اعلام داشت كه هم اكنون دانشگاه تعطيل است، در نتيجه كميته انضباطي نيز تعطيل مي‌باشد، پس از تعطيلات اين مساله پيگيري خواهد شد.

نام گذاري يك پارك به‌ نام كيانوش آسا
روز گذشته با شركت تعدادي از دانشجويان، دانشگاه علم و صنعت تهران، پارك بين سلف دختران و پسران دانشگاه، به نام شهيد آسا ، نام گذاري شد. با توجه به تعطيلات دانشگاه تعداد زيادي از دانشجويان نتوانستند در اين مراسم شركت داشته باشند، دانشجويان حاضر در اين مراسم با خواندن يك بيانيه اين مراسم را به پايان رساندند.

بي خبري از يك فعال دانشجویی
فعاين حقوق بشر در ايران مي‌گويند، هفته گذشته نيروهاي امنيتي در شهر كرج به خانه برخي از فعالين سياسي و دانشجوئي يورش برده و عده‌اي را بازداشت كرده‌اند، از جمله عليرضا باقري، دانشجوي اخراجي سال ٧٩ از دانشگاه ابهر در منزل مسكوني‌اش در گوهردشت كرج دستگير و به مكان نامعلومي برده شده است. عليرغم مراجعه و پيگيري خانواده وي تا كنون هيچ اطلاعي از سرنوشت وي در دسترس نمي باشد.

بازداشت سه فعال دانشجویی
بنا بر اخبار رسيده از تبريز سه فعال دانشجوئي، طي روزهاي گذشته در اين شهر دستگير شده‌اند. احسان نجفي، دانشجوي برق دانشگاه تبريز روز ١٨ تيرماه در منزل مسكوني‌اش شهر خوي دستگير شد. مزدوران امنيتي رژيم كه با تعداد زياد و چندين خودرو به خانه وي رفته بودند با شكستن درب ورودي وارد خانه شده و سريعا وي را دستگير كردند. احسان سال گذشته نيز دستگير و به مجموعا سه سال زندان محكوم شده بود.
فراز زهتاب دانشجوي حقوق دانشگاه تبريز نيز ١٧ تيرماه حين خروج از دانشگاه با كمك مزدوران حراست دانشگاه تبريز و معاونت دانشجوئي دستگير شد. وی نيز سال گذشته نزديك به ١٠٥ روز در زندانهاي رژيم جمهوري اسلامي سپري كرده و مجموعا به ٣ سال زندان محكوم شده بود. دانشجوي ديگر آيدين خواجه‌اي بود، وي دانشجوي حقوق دانشگاه تبريز مي‌باشد. مامورين امنيتي در ابتدا موفق به دستگيري وي نشده بودند، خودش روز ١٨ تيرماه جهت اطلاع از وضعيت خودش به بخش اطلاعات در زندان تبريز مراجعه مي‌كند، در آنجا سريعا دستگير و به مكان نامعلومي منتقل شده است. آيدين نيز سال گذشته نزديك به ١٠٥ روز در اسارت‌گاه‌هاي رژيم بسر برده، و در مجموع به سه سال زندان محكوم شده بود.

انتقال يك زنداني به بند عمومي اوين
خبرنامه اميركبير امروز خبر داد كه ، جعفر ابراهيمي از فعالان كانون صنفي معلمان پس از گذشت ٣٣ روز بازداشت و پايان دوره بازجوئي از بند ٢٠٩ به بند عمومي زندان اوين منتقل شده است. جعفر ابراهيمي، دبير آموزش و پرورش شهريار و فعال كانون صنفي معلمان، در رابطه با فعاليت‌هاي صنفي خود در جهت احقاق حقوق فرهنگيان در تاريخ چهارشنبه ٢٠ خرداد دستگير و به بند ٢٠٩ اوين منتقل شده بود.

ليست بلند بالاي ممنوع التصويرها در صدا وسيما
به گزارش روزنامه اعتماد، پس از تحولات تازه بعد از نمايش انتخاباتي، ليست ١٠٠ نفره افرادي كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي نمي‌توانست با آن‌ها مصاحبه كرده و يا آنان را در تلويزيون نشان بدهد، تا روز گذشته به ١٢٠٠ نفر افزايش يافته است.

امکان محاکمه کارمند سفارت بریتانیا
حسین رسام کارمند سفارت بریتانیا به اتهام "مشارکت در راه‌اندازی اعتراض‌های خیابانی در تهران" و "اقدام علیه امنیت ملی" محاکمه خواهد شد.
عبدالصمد خرمشاهی وکیل حسین رسام گفته است که تاکنون در جریان اتهامات موکلش قرار نگرفته، زیرا بازجویی‌ها کاملا "محرمانه" می‌باشند.
خبرگزاری فارس نیز اعلام کرده است که رسام به نقش خود در بحران اخیر ایران "اعتراف" کرده است.

قرارداد خط لوله گاز نابوکو بدون حضور ایران امضا شد
قرارداد احداث خط لوله گاز نابوکو روز دوشنبه در آنکارا، بدون حضور ایران، به امضای "رجب طیب اردوغان"، نخست وزیر ترکیه، "سرگئی استانیشو"، نخست وزیر بلغارستان، "امیل بوک"، نخست وزیر رومانی، "گوردون باجنایی"، نخست وزیر مجارستان و "ورنر فایمان، صدراعظم اتریش رسید.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، این خط لوله سه هزار و سیصد کیلومتری که انتظار می‌رود در سال ۲۰۱۴ به بهره‌برداری برسد، با حمایت ایالات متحده و به منظور کاستن از میزان وابستگی کشورهای اروپایی به گاز روسیه ساخته می‌شود.
ایالات متحده آمریکا پیشتر مخالفت خود را با مشارکت ایران در این پروژه و انتقال گاز ایران از طریق آن اعلام کرده بود.
احداث خط لوله انتقال گاز نابوکو علاوه بر آن که گاز مورد نیاز ترکیه را نیز تامین می‌کند سالانه تا ۴۵۰ میلیون یورو درآمد ترانزیتی برای این کشور به همراه دارد.
روز دوشنبه رضا کسایی‌زاده، مدیرعامل شرکت ملی صادرات گاز ایران، با "غیراقتصادی خواندن پروژه نابوکو" از تمایل شرکت‌هایی از بلغارستان، ترکیه، آلمان، ایتالیا و اتریش برای خرید گاز از ایران سخن گفت. پیش از کنار گذاردن رسمی ایران از پروژه خط لوله نابوکو مقام‌های جمهوری اسلامی همواره بر اهمیت این پروژه تاکید می‌کردند.

عبور کشتی‌های جنگی اسراییل از کانال سوئز
به گفته مقامات اسرائیلی و مصری دو کشتی جنگی اسراییل روز سه‌شنبه از کانال سوئز گذشتند. گفته می‌شود این حرکتی است تا به ایران نشان داده شود که اسرائیل در صورت لزوم می‌تواند تیررس خود را گسترش دهد.
کانال سوئز، دروازه‌ایست که با اتصال دریای مدیترانه به دریای سرخ، راه عبور به خلیج فارس را میسر می‌سازد. به این ترتیب اسرائیل نشان می‌دهد که در صورت لزوم با استفاده از کانال سوئز می‌تواند خود را در عرض چند روز به آب‌های ایران برساند.
این اولین باری نیست که کشتی‌های جنگی اسرائیلی از کانال سوئز می‌گذرند، اما نکته آن است که در هفته‌های اخیر اولین باریست که این خبر، البته به طور غیر رسمی، منتشر می‌شود.
یکی از مقامات مصری کانال سوئز نیز این خبر را تأیید کرد.

۱۳ نفر در زاهدان اعدام شدند
به گزارش خبرگزاری فارس، روز سه‌شنبه ۱۳ نفر از اعضای گروه جندالله در زندان زاهدان به دار آویخته شدند.

عبدالحمید ریگی، برادر عبدالمالکی ریگی، رهبر جندالله قرار بود به همراه این ۱۳ نفر اعدام شود، اما به دلایل نامعلومی به تعویق افتاده است.

ابتدا قرار بود این ۱۳ نفر در ملا عام به دار آویخته شوند، اما سرکوبگران رژیم از ترس اوج‌گیری اعتراضات مردم، مراسم اعدام را در زندان زاهدان انجام دادند. به گفته يكي از فعالين سياسي، در شرايط بحراني و موج اعتراضات مردمي فزاينده حاكم بر ايران كه همه مردم از اختناق و سركوب به تنگ آمده‌اند و در همه جا شعار مرگ بر ديكتاتور را فرياد مي‌كنند، اين عقب نشيني آشكار حكومت ايران حاکی از نگرانی نسبت به اوج‌گيری اعتراضات اجتماعي و ممانعت از شروع موج جديدي از اقدامات خشونت آميز در اين منطقه است.

خبر ای – میلی: یکی دیگر از ناپدیدشدگان
يکي از بازداشت‌شدگان تجمع مسجد قبا به بهانه تصادف و پارگي رحم در بيمارستان بستري‌ست. وضعیت يکي از دستگيرشدگان بيست ‌وهفتم خرداد ۸۸ با نام "ترانه موسوی" متولد ۱۳۶۰ نامعلوم است. فردی ناشناس پس از يک ماه، در تماس تلفنی به مادر او گفته است، ترانه به دليل پارگي رحم در بيمارستان خمينی کرج بستری‌ست اما خانواده او پس از مراجعه به اين بيمارستان نيز نتوانستند از فرزندشان خبري بگيرند.
يک شاهد عيني که روز ۲۷ خرداد دستگير شده بود، ضمن برشمردن خصوصیات ظاهری ترانه، مي‌گويد: "نيروهای ضد شورش و لباس شخصی روز ۲۷ خرداد من و تعدادي از دستگيرشدگان را سوار بر ون‌هایی به ساختماني در اطراف ميدان نوبنياد بردند و به آزار جسمي و روحي ما پرداختند. برخی از دستگيرشدگان را در همان بعدازظهر به زندان اوين منتقل کردند اما من و بقيه را آزاد کردند. ترانه در ميان ما بود. بازجویی او بیش از همه طول کشید. من و تعدادي را همان شب آزاد کردند و تعدادي را نيز پيش از آزادی ما به جاهای ديگری فرستادند. اما نيروهای لباس شخصي ترانه را همان ‌جا نگه داشتند و حتا به او اجازه ندادند با مادرش تماس بگيرد.

نه سازش، نه تسلیم، نبرد تا پیروزی
مرگ بر جمهوری اسلامی
کار، نان، آزادی، حکومت شورایی


به صدای رادیو دمکراسی شورایی گوش کنید

برنامه‌های رادیو در روزهای یک‌شنبه، سه‌شنبه، پنج‌شنبه و جمعه هر هفته پخش خواهد شد.
پخش این برنامه‌ها هر روز از ساعت ۳۰ / ۲۰ شب به وقت ایران خواهد بود. تکرار این برنامه در ساعت ۲۳ همان شب و نیز ۷ صبح و ۱۲ روز بعد خواهد بود.
در روزهای شنبه، دوشنبه و چهارشنبه تکرار برنامه‌های روزهای قبل پخش خواهد شد.
برای دریافت برنامه‌های رادیو دمکراسی شورایی از مشخصات زیر استفاده کنید:

آدرس اینترنتی رادیو دمکراسی شورایی:
www.radioshora.org


Radioshora
Hotbird 6
۱٣ درجه شرقی
۱۱۲٠٠ مگا هرتز
عمودی
۶ / ۵
۲۷۵٠٠
نام
ماهواره
زاویه آنتن
فرکانس پخش
پولاریزاسیون
FEC
Symbol rate








Dienstag, 14. Juli 2009


ویژه نامه خبری شماره ۴۲ سازمان فدائیان (اقلیت) ۲۲ تیر ۱۳۸۸


آدرس اینترنتی سایت خبرنامه: http://72.41.178.79/
هشدار امنیتی: نکات امنیتی هنگام گفتگوی تلفنی
اگر در طول مکالمات خود به موارد زیر برخورد کردید، هشیار باشید شاید مکالمات شما تحت کنترل است، اگر:
- مکالمات دارای اکوی بیش از حد هستند و صدای شما یا طرف مقابل اکو می‌شود.
- صدایی مانند صدای باد یا خش خش در مکالمه به گوشتان خورد.
- بیش از چندین بار دچار خطای به اصطلاح خط رو خط شدن شدید.
- اس ام اس‌های‌تان به مقصد نمی‌رسد یا اگر می‌رسد، شماDelivery دریافت نمی‌کنید.
این موارد لزوماً نشانه‌های یک شنود غیرقانونی نیستند، اما بسیاری از مکالمات تحت شنود گاهی دچار این اختلالات می‌شوند (البته فقط در ایران!).
بهترین راهکار، تحریم اس ام اس اپراتورهای ایرانی (چه همراه اول و چه ایرانسل) است. اگر نمی‌توانید تحریم کنید، عدم استفاده از کلمات و حرف‌های مورد نظر نیروهای اطلاعاتی در مکالمات و اس ام اس‌ها را جدی‌تر بگیرید. کلماتی مثل "خامنه‌ای"، "کودتا" یا هر کلمه‌ای که فکر می‌کنید ممکن است حساسیت‌آفرین باشند. همچنین اگر گوشی‌تان قابلیتEncryption برای اس ام اس را دارد، حتما آن را فعال کنید.

اعتصاب عمومي در كردستان
از صبح امروز اكثر شهرهاي كردستان، به حالت كاملا تعطيل درآمده است. مردم روستاها نيز كه معمولا براي خريد و فروش به شهر مي‌آيند، امروز از رفت و آمد به شهر خودداری كردند. طبق گزارش‌های رسيده، در مهاباد، نقده، اشنويه، پيرانشهر، بوكان و سقز تمامي مغازه‌ها بسته‌اند. اگر چه صبح امروز در برخي از شهرها منجمله مهاباد، مامورين امنيتي رژيم سعي كردند با شكستن قفل مغازه‌ها، جلوی اعتصاب را بگيرند، ولی شکست خوردند.

ادامه اعتراضات شبانه
شب گذشته نيز همچون شب‌های قبل مردم از ساعت ١٠ شب با رفتن پشت بام خانه‌ها، شعار مي‌دهند. گفته مي‌شود كلانتري ۱۳۵ منطقه آزادی در تهران طي نامه‌اي به هيات مديره مركزي شهرك اكباتان، آنان را تهديد كرده است كه در صورت تكرار اين كار در شب‌های آينده، ضمن شناسایی خانه‌ها با آن‌ها طبق قانون و مقررات برخورد خواهد شد.

تجمع كارگران اخراجي اميركبير
صبح امروز، كارگران اخراجي شركت "ندا" به منظور دريافت مطالبات خود مقابل سازمان تبليغات اسلامي تجمع كردند. ٢ سال پيش در پي تغيير مديريت انتشارات اميركبير، شركت ندا، عامل توزيع كتاب‌هاي اين موسسه انتشاراتي منحل و تمام ۴۰ كارگر بيكار شدند. اين كارگران بين ۴‌ تا ۱۵ سال سابقه كار در شركت ندا، داشته‌ و نزديك به دو سال است كه براي دريافت مطالبات خود بارها به انتشارات اميركبير مراجعه كرده‌اند، ولي تمام اين اقدامات بي‌نتيجه بوده است.

مادر سهراب اعرابی: من سکوت نخواهم کرد
امروز با شرکت صدها نفر مراسم خاکسپاری سهراب اعرابی برگزار شد. این جوان ۱۹ ساله از ۲۵ خرداد مفقودالاثر بود و خانواده‌اش با وجود مراجعات مکرر به نهادهای مختلف رژیم، ۲۶ روز از او بی‌خبر بود تا آن که روز شنبه ۲۰ تیر ماه از مسئولین قضایی خبر کشته شدن وی را دریافت کرد.
در مراسم خاکسپاری سهراب علاوه بر خانواده و مردمی که برای اعلام همدردی شرکت کرده بودند، لباس شخصی‌ها هم حضور داشتند. مأمورین انتظامی به خانواده سهراب گفته بودند که مراسم باید بدون شعار و هر چه سریع‌تر پایان یابد، در غیر این صورت اقدام به دستگیری مردم خواهند کرد.
مادر سهراب در مراسم خاکسپاری فرزندش فریاد می‌کشید: "من سکوت نخواهم کرد.... آن‌ها در تمام این روزها مرا بازی دادند. پسر من کشته شده بود و به من نمی‌گفتند..."
پس از خاکسپاری شرکت کنندگان برای ابراز همدردی خود به خانه سهراب رفته و در آن جا مراسم را ادامه دادند.
اخبار دستگیری‌ها و قتل را به اطلاع عفو بین‌الملل برسانید
عفو بین الملل از مردم خواسته است، اطلاعات خود را در باره دستگیری‌ها، قتل‌ها و دیگر موارد نقض حقوق بشر در ایران به هر زبانی که مایل هستند به نشانی‌های زیر بفرستند. این سازمان هم‌چنین اعلام کرده است در مورد تمام اطلاعات به صورت محرمانه عمل خواهد شد.

iranalert@amnesty.org
iran.alerts@googlemail.com

اعتراض در سرنوشت زندانیان تأثیر دارد
عبدالکریم لاهیجی نایب رئیس فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر در مصاحبه‌ای با رادیو فردا اعلام کرد که دو نهاد در کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل وجود دارند که مراجع بین‌المللی قانونی برای رسیدگی به چنین وضعیتی هستند، یکی گروه تحقیق درباره بازداشت‌های خودسرانه و یکی تحقیق درباره ناپدیدشدگان قهری.
او در ادامه گفتگو افزوده است: "در لیستی که روز چهارشنبه گذشته به این دو نهاد دادیم، ما فقط توانستیم ۱۷۲ تن را قاطعانه معرفی کنیم که در محل کار یا خانه‌شان بازداشت شده‌اند و هویت آن‌ها مشخص است که شامل روزنامه‌نگار، وکیل، فعال حقوق بشری و سایرین است.
ما فراخوانی هم پس از آن خطاب به خانواده‌های زندانیان دادیم که می‌توانند از طریق ایمیل یا نامه ما را در جریان بازداشت یا ناپدید شدن زندانیشان بگذارند و ظرف پنج روزی که این نامه منتشر شده، ده‌ها نامه رسیده و اسامی که اصلاً جزو لیست ۱۷۲ نفری نیست به ما گزارش شده است."
او در پاسخ به سؤالی اعتراض را مؤثرتر از سکوت دانست و گفت جمهوری اسلامی از سکوت برای فشار بیش‌تر بر زندانیان استفاده می‌کند.

هدف از بازداشت‌ها "اعتراف‌گیری" است
کمیته پی‌گیری بازداشت‌های خودسرانه روز یکشنبه در تازه‌ترین اطلاعیه خود ضمن ارائه آمار جدید از بازداشت‌شدگان حوادث اخیر گرفتن اعتراف از آن‌ها را "مهم‌ترین هدف مسئولان" دانسته است.
کمیته پی‌گیری در این اطلاعیه از "رواج انواع شکنجه‌های جسمی و روانی برای اخذ اعترافات جعلی از متهمان" بار دیگر ابراز نگرانی کرده است.
این کمیته تعداد بازداشت‌های خودسرانه را طبق آخرین آمار، ۴۰۰۰ نفر اعلام کرده و گفته است: "البته بخشی از آن‌ها به مرور آزاد شده‌اند."
این کمیته همچنین برخلاف نظر رئیس پلیس تهران که تعداد بازداشتی‌های روز ۱۸ تیر، پنج‌شنبه گذشته، را اندک خوانده بود می‌گوید: "بر اساس فهرستی که مقامات زندان اوین داده‌اند" ۱۷۸ نفر در این روز بازداشت شده‌اند.

تجمع اعتراضي پزشكان
صبح امروز نزديك به ٢٠٠ تن از اعضاء هيات علمي، پزشكان و دندانپزشكان دانشگاه علوم پزشكي تهران، در محوطه بيمارستان شريعتي يك تجمع اعتراضي برگزار كردند. اين تجمع در اعتراض به موج سركوب و دستگيري فعالان سياسي برپا شده بود. تجمع با چند سخنراني كوتاه و خواندن يك قطعنامه، پايان يافت.

تهران
روز گذشته بار ديگر نیروهای مزدور بسیجی در تعدادی از خيابان‌های تهران گشت‌های بازرسی بپا کرده بودند. در یکی از این خیابان‌ها، خیابانی کاشانی، نرسیده به جنت‌آباد، بازرسی ماشين‌ها باعث ترافيك سنگين در اين خيابان‌ شده بود.

احضار احمد عسگری به دادسرا
در ادامه فشار روزافزون به روزنامه‌نگاران و خبرنگاران، گفته مي‌شود، دادسراي انقلاب براي ارائه برخي توضيحات، احمد عسگري را طي يك نامه كتبي و تماس تلفني، احضار كرده است. احمد عسگري از نويسندگان روزنامه كارون و حيات نو مي‌باشد.

احضار دانشجويان به كميته انضباطي
بنا به گزارش‌هاي رسيده از قزوين، با آغاز تعطيلي دانشگاه‌ها و پايان امتحانات، نزديك به ٣٠ دانشجو، به كميته انضباطي فراخوانده‌ شده‌اند. همچنين دانشجويان تهديد شده‌اند، در صورت عدم مراجعه به كميته انضباطي، احكام انضباطي دريافت خواهند كرد. در تظاهرات روزهاي اخير نيز بيش از ١٩ دانشجو و ٥ استاد دانشگاه‌هاي قزوين دستگير شده بودند. اين افراد چند روز گذشته پس از سپردن وثيقه آزاد شده‌اند.
همچنين ١٦ دانشجوي دانشگاه صنعتي بابل، به كميته انضباطي اين دانشگاه احضار شده‌اند. شوراي صنفي دانشجويان اين دانشگاه طي يك نامه به رئيس دانشگاه، به اين شيوه برخورد اعتراض كرده و از مسئولين دانشگاه درخواست كرده است كه سريعا در رابطه با لغو احضاريه‌ها و پيگيري وضعيت دانشجويان زنداني، اقدامات لازم انجام بگيرد.

انتقال يك زنداني به بيمارستان
گفته مي‌شود پيمان عارف، فعال دانشجوئي و دانشجوي ستاره‌دار در حالي كه بيش از ٣ هفته در بازداشت به سر مي‌برد. روز گذشته به بيمارستان سپاه منتقل شده است. عارف در پي احضارش توسط دادسراي نظامي دست به اعتصاب غذا زده بود، و پس از انتقال به دادگاه انقلاب به اعتصاب خود پايان داده بود. از آخرين وضعيت وي پس از انتقال به بيمارستان اطلاعي در دست نمي‌باشد.

تداوم بازداشت دانشجويان
پس از گذشت بيش از ٣ هفته از بازداشت گسترده دانشجويان در دانشگاه‌هاي مختلف، براي دو دانشجوي دانشگاه بابل قرار وثيقه ٣٠ ميليون توماني صادر شده است. ولي ۵ دانشجوي اين دانشگاه كماكان در مكان نامعلومي زنداني هستند، و هيچگونه اطلاعي از وضعيت آن‌ها در دست نمی‌باشد.
روز گذشته نيز دو فعال دانشجویی دانشگاه مازندران، با سپردن وثيقه آزاد از زندان بابل آزاد شدند. كماكان از وضعيت ٣ فعال دانشجویی ديگر اين دانشگاه خبری در دست نيست.

پنج سال زندان، برای خواندن قرآن به سبکی دیگر
محسن نامجو، كه سال گذشته آياتي از قرآن را به صورت موزيكال اجرا كرده بود، به ٥ سال زندان محكوم شد. در پي شكايت، افرادي از محسن نامجو، در ١٧ خردادماه، شعبه ١٠٨٣ دادگاه عمومي شهر تهران، بدون حضور نامجو، تشكيل جلسه داده و در ١٣ تيرماه حكم خود را صادر كرده است. اتهامات وارده به نامجو شامل توهين به مقدسات، اجراي تمسخرآميز آيات قران و بي‌حرمتي نسبت به كتاب مقدس مسلمانان جهان، مي‌باشد.

دستگيری مديرعامل پرشين بلاگ
روز گذشته مهدی ابوترابي، مدير عامل گروه سايت‌هاي پرشين بلاگ دستگير و به مكان نامعلومي منتقل شد. وي همچنين در سال ١٣٨٦ نيز براي مدتي بازداشت شده بود.

اخبار خارجی

تهدید کارگران فرانسوی به انفجار کارخانه در صورت عدم دریافت مطالبات خود
کارگران کارخانه‌ی نیوفابریس فرانسه با گذاشتن کپسول‌های گاز در مرکز برق کارخانه، سرمایه‌داران رنو و پژو را تهدید کردند در صورتی که بدهی خود را نپردازند، کارخانه را منفجر خواهند کرد تا این کنسرن‌ها جنس‌های خود را هرگز دریافت نکنند. کنسرن‌های رنو و پژو که به نیوفابریس سفارش لوله اگزوز و دیگر لوازم یدکی خودرو را داده بودند، از اوایل سال ۲۰۰۸ بدهی خود را به این کارخانه نپرداخته و به این ترتیب ۳۶۶ کارگر کارخانه که برای تولید این قطعات با قرارداد موقت استخدام شده بودند، حقوق و مطالبات خود را دریافت نکردند. کارگران تا ۳۱ ژوئیه به سرمایه‌داران این کنسرن‌ها مهلت داده‌اند.

مرگ بر جمهوری اسلامی
کار، نان، آزادی، حکومت شورایی


به صدای رادیو دمکراسی شورایی گوش کنید

برنامه‌های رادیو در روزهای یک‌شنبه، سه‌شنبه، پنج‌شنبه و جمعه هر هفته پخش خواهد شد.
پخش این برنامه‌ها هر روز از ساعت ۳۰ / ۲۰ شب به وقت ایران خواهد بود. تکرار این برنامه در ساعت ۲۳ همان شب و نیز ۷ صبح و ۱۲ روز بعد خواهد بود.
در روزهای شنبه، دوشنبه و چهارشنبه تکرار برنامه‌های روزهای قبل پخش خواهد شد.
برای دریافت برنامه‌های رادیو دمکراسی شورایی از مشخصات زیر استفاده کنید:

آدرس اینترنتی رادیو دمکراسی شورایی:
www.radioshora.org


Radioshora
Hotbird 6
۱٣ درجه شرقی
۱۱۲٠٠ مگا هرتز
عمودی
۶ / ۵
۲۷۵٠٠
نام
ماهواره
زاویه آنتن
فرکانس پخش
پولاریزاسیون
FEC
Symbol rate









ویژه نامه خبری شماره ۴۱ سازمان فدائیان (اقلیت) ۲۱ تیر ۱۳۸۸


آدرس اینترنتی سایت خبرنامه: http://72.41.178.79/
بخشی ازاطلاعیه کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری
کارگران!
به رغم آن که میلیون‌ها انسان معترض و مخالف نظام حاکم فعلا با سرکوب خونین و وحشیانه نیروهای سرکوبگر سرمایه مواجه شده‌اند، به علت وضعیت پیچیده کنونی یعنی حدت‌یابی تضاد بین پایین و بالا از یک سو و اجبار دو جناح طرف دعوا در پافشاری بر موضع خود از سوی دیگر، این اعتراض‌ها و مخالفت‌ها در شکل‌های دیگر ادامه خواهد یافت. ما ضمن تأکید مجدد بر راهکارهای پیشنهادی پیشین در مورد تصرف کارخانه‌های در معرض تعطیل و اعتصاب در مراکز دایر و کلیدی کار و تولید، شما را به تشکیل شوراهای ضد سرمایه‌داری خود و حضورفعالانه در اعتراض‌ها و مخالفت‌های توده‌ای آینده با هدف طرح مطالبات ضد سرمایه‌داری طبقه کارگر و احراز رهبری کارگران بر این حرکت‌ها فرا می‌خوانیم.

ادامه‌ی تظاهرات پراکنده و جنگ و گریز در روز جمعه
بنابر گزارشات رسیده از تهران در روز جمعه شب، حدود ساعت یازده، در چند محله‌ی تهران از جمله سعادت‌آباد و نیاوران مردم به خیابان‌ها آمدند و شعار سر دادند. تجمع مردم پیش از رسیدن مامورین و شروع سرکوب به پایان رسید و عملا نیروهای امنیتی را غافلگیر کرد.

خبری از تهران
دیشب، شنبه ۲۰ تیر در پشت بام‌ها شعار "مرگ بر دیکتاتور، چه رهبر و چه دکتر" می‌دادند و "شکنجه فرزندان ایران را متوقف کنید" می‌دادند و خواهان آزادی تمام زندانیان سیاسی بودند.
در ضمن خانواده‌های زیادی به دنبال عزیزان ناپدیدشده خود می‌گردند، اما مسئولان آن‌ها را سر می‌دوانند. خانواده‌هایی که موفق می‌شوند عزیزان جان باخته خود را تحویل بگیرند، روی جسد آنان با آثار شکنجه و زخم‌ رو به رو می‌شوند. مقامات دولتی سعی دارند که اجساد جان‌باخته‌گان را با تاخیر به خانواده‌ها تحویل دهند که آثار شکنجه و زخم‌ها دیده نشود!
در تظاهرات‌ها اگر کسی با گلوله زخمی یا کشته شود، سریعا توسط مأمورین به مکان‌های نامعلومی منتقل می‌شوند.

شعارنویسی در استان گیلان
بنابر گزارشات رسيده از شهرهاي شمالي، اين روزها مردم در شهرهاي مختلفي همچون رشت ، لاهيجان و... در استان گيلان به افشاگري و روشنگري مردم مي‌پردازند. به گزارش آژانس ایران خبر در همين رابطه بعضي از خانواده‌ها بسته‌هاي پستي را دريافت کرده‌اند که حامل فيلم و اخبار چند روز اخير است. همچنين شعار نويسي بر روي ديوار، زمين، پول و هر چيزي که بتواند به مردم بگويد که ما زنده هستيم و اعتراضات ادامه دارد بسيار مشهود مي باشد. در اکثر خيابان‌هاي لاهيجان مردم شب‌ها به صورت گسترده اقدام به شعارنويسي مي‌كنند كه صبح روز بعد عوامل مزدور حكومتي آن‌ها را با رنگ سياه مي‌پوشانند.

تحلیل‌گران خارجی: تظاهرات ۱۸ تیر سازمان یافته‌تر بود
خبرنگار ارشد شبکه تلویزیونی ام اس ان بی سی که هنگام برگزاری انتخابات در ایران بود، درباره تظاهرات روز ۱۸ تیر در تهران گفت، به نظر می‌رسد تظاهرکنندگان دارند از یک تاكتيک جديد استفاده می‌کنند. ما آن‌ها را سازمان يافته‌تر ديديم، آن‌ها قادر به برقرارى ارتباط با یکدیگر بودند. به نظر می‌رسد اقدامات آن‌ها هماهنگ شده بود. آن‌ها در دسته‌های كوچک به خيابان آمدند، دویست یا سیصد نفرى. من فكر مى‌كنم كه اين اقدام آن‌ها نشانه‌ ای از تاكتيک بزن و در رو بود. آن‌ها جمع مى‌شدند، در برابر خشونت‌ها عقب مى‌كشيدند، و دوباره به صحنه می‌آمدند. این نشانه‌ای از یک تاکتیک جدید است. بسيارى چنين تصور مى‌كردند كه جنبش مخالفان و تظاهرات خيابانى تمام شده است. به طور واقعى هم در یازده روز اخير خيابان‌هاى تهران تقريبا ساكت بود. اما تظاهرات روز پنج‌شنبه نشان داد که جنبش زنده است.

کشته شدن یک جوان ۱۹ ساله در زندان اوین
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، سهراب اعرابی (۱۹ ساله) در زیر شکنجه در اوین کشته شد. وی دانش‌آموز سال آخر دبیرستان بود که در تظاهرات روز سی‌ام خرداد دستگیر شده بود. مادرش در روز سه‌شنبه ۱۶ تیر با گذاشتن کفالت هر روز پشت دیوار اوین انتظار آزادی فرزندش را داشت. دوستان و آشنایان سهراب اعرابی در نامه‌ای قاضی سعید مرتضوی را قاتل سهراب معرفی کرده و از مردم خواسته‌اند که روز دوشنبه بعد از تحویل جنازه او در مراسم تشییع جنازه‌اش شرکت کنند و نشان دهند که خون او به هدر نرفته است. مراسم تدفین سهراب، فردا در بهشت زهرا برگزار می‌شود.

تحویل جنازه‌ی سیمان گرفته به خانواده‌ها
تحویل جنازه‌های جانباختگان انتخابات خونین در تهران و شهرهای مختلف به خانواده‌های‌شان آغاز شده است. به نظر می‌رسد دادستانی تهران به ریاست مرتضوی جلاد منتظر بودند تا جنازه‌ها را پس از ۱۸ تیر به خانواده‌ها بدهند که این خود عامل اعتراضات شدیدتر در این روز نگردد. هم‌اکنون در اداره آگاهی شاهپور، ۵٠ عکس برای شناسایی وجود دارد. یکی از خانواده‌ها جنازه پسرش را در حالی برای دفن تحویل گرفته که تنها صورتش مشخص بوده و تمام بدنش را سیمان گرفته بودند. به نظر می‌آید که این کار برای پوشاندن آثار شکنجه بر بدن وی صورت گرفته است. در شهر اهواز نیز تحویل جنازه‌ها آغاز شده است. خانواده‌ها به شدت تهدید می‌شوند تا از اطلاع‌رسانی یا پیگیری عاملان قتل و شکنجه اجتناب کنند.

دو زن به دلیل مسیحی شدن در معرض اعدام قرار دارند
مرضیه امین‌زاده، سی ساله و مریم رستم پور، بیست و هفت ساله به دلیل مسیحی شدن از تاریخ ۱۵ اسفند در منزل خود دستگیر شده و تاکنون در زندان به سر می‌برند. این دو نفر هفته‌ها تحت بازجویی قرار داشته و اخیرا به بند عمومی زنان منتقل گردیده‌اند. به آن‌ها گفته شده که احتمال اعدام آن‌ها وجود دارد. در حال حاضر حدود ۵٠ نفر به دلیل مسیحی شدن زندانی هستند.

اسامی نود نفر از دستگیرشدگان ۱۸ تیر
طبق آخرین اعلام دفتر دادستانی در اعتراضات روز ۱۸ تیر، ۱۹۷ نفر در تهران بازداشت شده که علاوه بر زندان اوین به کهریزک نیز منتقل شده‌اند. معاونت امنیت با الصاق اطلاعیه ای بر روی تابلو اعلانات دادگاه از خانواده های بازداشت شدگان ۱۸ تیرماه خواسته است که برای پیگیری وضعیت فرزندان خود از ۲۸ تیر به دادگاه مراجعه نمایند. به گزارش فعالان حقوق بشر در ایران، اسامی نود نفر از بازداشت‌شدگان تاکنون به شرح زیر اعلام شده است:
آرش خرمیان، آرش نیک فر، احسان حسینی، احسان شمس آبادی، احمد کوثری، احمدرضا پولادی، اصغر پویافر، افرا روشنی، اکرم عسگری، امان الله فولادوند، امیر قاسمی، امیر محمد ردایی، امیر نوری فرد، ایمان حسنی، بهرام بابایی، بی بی هاشمی، بی تا خاک نگار، پوریا خوانساری، پوریا رستمی پور، پویا بیک زاده، توحید بیگی، حامد صابونی، حجت کریمی قمبوانی، حسین صفا، حسین فرجی، حسین مبری، حمیدرضا مسعودی، دارا رسولی، رضا طاهری، رهام امیری فر، زهرا مرادی، سجاد جلالی، سعید بهرادی، سعید حیدری، سعید سلطانی، سعید گرایلی، سکینه آرابی، سوری ابراهیمی، سید حسام الدین پورصرافی، سید حمید موسوی، سید علی اکبر فردنژاد، سید کوروش خراسانی، سید محمدرضا حسینی، شایان آبیارعلی آباد، شروين پارسي، شهرام حلاج نیشابوری، علی ابریشمی، علی کاظم زاده، علیرضا زجاجی قمی، علیرضا قربانزاده، عماد خیاطی، عمار قمی، فخری مریزاده، فرانک خود نگاه، فرهاد لشگری، فلورانس حاجبی، فهیمه السادات راد تهرانی، قاسم محمدی، کاوه مظفری، مجتبی راهنما، مجید قربانی، ، محمد حسی اتیقه چی، محمد رضا فرضی، محمد رضا مارال پور، محمد سجاد بخارایی، محمد سعادتی، محمد شهوند، محمد عزیزی، محمد علی عاشوری، محمد محمدزاده، محمد میرزاخانی، محمد نیسی پور، محمدعلی کرمی نوری، محمود پورباقر مهابادی، مرجان عبدالهی، مریم سررشته داری، مریم عسگری، منصوره مظفری، مهدی عباسی، میلاد قیاسی راد، ناصر امین علی، نگار مقدمی، نوید نصیرزاده، نیسم کلهری، نیما آقا زاده، نیما کوکلانی، هادی مولایی، یاسر حسینی فرد.

دستگیری‌ها در مشهد
نیروهای امنیتی ۱۶ نفر از توزیع‌کنندگان تراکت‌های تبلیغاتی موج سبز که نوشته‌هایی در مخالفت با احمدی‌نژاد بود، دستگیر کردند. دستگیرشدگان به بند دال زندان مرکزی مشهد منتقل و تحت شکنجه قرار گرفتند. در روزهای اخیر تراکت‌ها و اعلامیه‌های اعتراضی در حد وسیعی در بلوار سجاد، آزادشهر و شهرک غرب مشهد پخش شد و همچنین سه پرده‌ی عمومی در میدان آزادی مشهد به مدت ۵ ساعت آویزان و سپس توسط نیروهای امنیتی جمع‌آوری شد.

احضار ۱۶ دانشجو به کمیته‌ی انضباطی دانشگاه بابل
در پی ناآرامی‌های اخیر و اعتراضات دانشجویان دانشگاه بابل به نتایج انتخابات، ۱۶ دانشجوی دانشگاه صنعتی بابل به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند. خبرگزاری امیرکبیر با ذکر این خبر افزود، آرش معینی، امیرکسری کیانی، کاوه دانشور، مهدی کاظمی نسب، جواد شفیعی، مرضیه شفیعی از جمله دانشجویان احضار شده هستند و از اسامی دیگر احضار شدگان خبری در دست نیست. اتهام این دانشجویان به طور دقیق توسط کمیته انضباطی به آنان اعلام نشده است. همچنین نیما نحوی و علی تقی‌پور که دو هفته‌ قبل بازداشت شدند هنوز در سلول انفرادی و تحت شکنجه به سر می‌برند.
بازداشت دانشجوی دانشگاه علامه
علی محمدی گراوند دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی نزدیک به یک ماه است که در بازداشت به سر می‌برد. وی در روز ۲۳ خرداد در خیابان شریعتی در چند متری دانشکده علوم اجتماعی توسط نیروهای اطلاعاتی در لباس شخصی بازداشت شد. وی در زندان تحت شکنجه‌های جسمی و روانی قرار گرفته است. او پیش از این نیز به مدت یک ترم از تحصیل محروم شده بود.

دستگيری يك فعال دانشجویی ديگر
پس از دو هفته، مجيد دری در شهر قزوين بازداشت شد. مجيد دری فعال دانشجویی و جزو دانشجويان ستاره‌داری بود كه نزديك به دو هفته قبل مامورين امنيتي به محل كار وی در بوشهر حمله كردند، ولي موفق به دستگيری وی نشده بودند. پس از آن وی به قزوين رفته و در خانه برادرش به سر می‌‌برد. روز پنج‌شنبه با يورش مامورين امنيتي به آنجا دستگير و به مكان نامعلومی منتقل شد.

انفصال از خدمت و بازخرید اجباری معلم زندانی
مسعود کردپور، فعال حقوق بشر و معلم اهل استان آذربایجان غربی که سال گذشته به زندان محکوم شد، اخیرا توسط هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری آموزش و پرورش از خدمت منفصل و به مجازات بازخرید محکوم گردیده است. وی در زندان هیچ امکانی که بر علیه این حکم اعتراض کند، ندارد.

بازداشت عکاسان خبری
به گزارش فعالان حقوق بشر، توحید بیگی و مجید سعیدی، عکاسان خبری دستگیر شدند. توحید بیگی در روز ۱۸ تیر در حوالی میدان انقلاب و مجید سعیدی در روز شنبه ۲٠ تیرماه در منزلش بازداشت شد. مجید سعیدی عکاس برجسته ایرانی است که سردبیر عکس ۹ روزنامه از سال ۱۹۹۸ تاکنون بوده است. توحید بیگی نیز عکاس ستاد کروبی و سایت مشروطه است.

بازداشت‌های وسیع در کرمانشاه
به گزارش آژانس ایران خبر، در پی اعتراض‌های اخیر در سراسر کشور مردم کرمانشاه نیز در روزهای مختلف دست به تجمعات اعتراض آمیز زدند. در این تجمعات ده‌ها تن از شهروندان کرمانشاهی بازداشت شدند که بسیاری از آنان در همان روزهای اول با قید وثیقه آزاد شدند. اما تعدادی از آن‌ها هنوز در بازداشت به سر می برند. گزارش‌های دریافتی از افراد آزاد شده حاکی از برخورد و شکنجه زندانیان توسط مامورین وزارت اطلاعات این شهر می‌باشد. چندین تن از زندانیان نیز به زندانیان دیزل آباد و بند زندانیان خطرناک منتقل شده‌اند.
همین منبع اسامی ده نفر از افرادی را که هنوز در زندان به سر می‌برند، منتشر کرده‌ است.

دستگیری معاون ستاد میرحسین موسوی
شمس‌الدین عیسایی معاون ستاد میرحسین موسوی صبح روز شنبه، بیستم تیر در منزلش بازداشت شد. وی همچنین از مدیران وزارت کشور در دولت خاتمی بوده است. وسایل شخصی وی از جمله کامپیوترش نیز توسط ماموران اطلاعاتی ضبط شدند.

دستگیری پسر سعید حجاریان
محسن حجاریان، پسر سعید حجاریان نیز در روز یکشنبه، ۲۱ تیر، دستگیر شد. وی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت است. به گزارش نوروز دستگیری وی در منزل پدرش صورت گرفته و هنوز خبر دیگری از وضعیت و محل نگهداری وی در دست نیست.

تشديد فشار و سركوب در كردستان
با نزديك شدن ٢٢ تيرماه، سالروز ترور قاسملو، مردم خود را براي تعطيلي و اعتصاب آماده مي‌كنند. از طرفي ديگر نيز ارگان‌هاي امنيتي رژيم با احضار مغازه‌داران و کسبه از آنان خواسته‌اند كه روز دوشنبه چنانچه اعتصاب كرده باشند، مغازه‌ آنان برای هميشه تعطيل خواهد شد. همچنين گفته مي‌شود در شهر سقز ديروز نيروهاي امنيتي ضمن يورش به منازل برخي از فعالين سياسي و بازرسي، ٣٢ نفر را دستگير كرده‌اند.

قطع آب آشامیدنی ۱۳٠ هزار نفر در کردستان
شهرک ۱۳٠ هزار نفری بهاران در سنندج و به ویژه منطقه ویلاشهر این شهرک از روز سوم تیر قطع شده است. در این رابطه مسوولان مختلف شرکت‌ آب اظهارات ضد و نقیضی می‌کنند و عملا اقدامی برای رفع این معضل بزرگ صورت نمی‌گیرد. در حالی مردم این شهرک در گرمای بیش از ۴٠ درجه از داشتن آب آشامیدنی محرومند که در برخی از نقاط شهر سنندج فشار آب در حدی است که شبکه آب را در معرض ترکیدن و تخریب قرار داده است. مشیر پناهی مدیر عامل آب منطقه‌ای کردستان تادعای معاون سازمان آب را رد کرده و مدعی است که هیچگونه کمبود آبی در کردستان و سنندج وجود ندارد و آنچه که باعث ایجاد مشکل برای ساکنان بهاران شده بی‌مسوولیتی و بی‌لیاقتی مسوولان سازمان آب در نحوه توزیع است.

تحریم صدا و سیما و رکود آگهی‌های تبلیغاتی
در پی تشدید دروغ‌پراکنی‌ها و انحصارطلبی‌های صدا و سیما پیش و پس از مضحکه‌ی انتخابات، اعتراضات وسیعی به این رسانه صورت گرفته است. یکی از اقدامات اعتراضی خودجوش مردم تحریم کالاهایی بود که آگهی‌های تبلیغاتی آنان از این رسانه پخش می‌شود. به نظر می‌آید این اقدام تاثیر خود را گذارده و حجم آگهی‌های تبلیغاتی در صدا و سیما به شدت کاهش یافته است. با این که مسئولان این رسانه از دادن هرگونه اطلاعات در این مورد خودداری می‌کنند، اما تماشاچیان به وضوح شاهد این افت می‌باشند. در این رابطه مسئول یکی از شرکت‌های تبلیغاتی مرتبط با تایید این خبر به حیات نو گفت، با توجه به اتفاق‌هاى اخير، قراردادهاى بلندمدت آگهى با تلويزيون به شدت کاهش يافته و حتى برخى صاحبان کالا قراردادهاى آگهى پيشين خود را "لغو"کرده يا انصراف مى‌دهند. به گفته اين منبع، در هفته گذشته صدا و سيما به شرکت‌هاى تبليغاتى نمابرى را ارسال کرده که براساس آن مکانيزم تشويقى جديدى براى افزايش آگهى‌هاى تجارى در نظر گرفته شده است. اما گويا اين مکانيزم‌ها‌هم تاکنون پاسخ نداده است.

دور جدید جمع‌آوری ماهواره از روز شنبه
دور جديد جمع آوري ديش‌هاي ماهواره از روز گذشته در مناطقي از تهران آغاز شد. بر اين اساس نيروهای پلیس و امنیتی از روز شنبه در ابعادی وسیع با مراجعه به منازل واقع در منطقه اميرآباد و سيدخندان، با خشونت و توهین و ارعاب ساکنین منازل اقدام به تخریب و جمع‌آوري ماهواره از منازل کردند.
همچنين طبق اخبار رسيده از تبريز، در آنجا نيز مامورين امنيتي رژيم، در منطقه كوی منظريه، آغاز به جمع‌آوری آنتن‌های ماهواره كرده‌اند.

اعتیاد نیروهای مسلح رژیم به مواد مخدر
به گزارش خبرگزاری حکومتی فارس، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح در روز یکشنبه ۲۱ تیر، اعلام کرد اعتیاد خطر بزرگی است که نیروهای مسلح را تهدید می‌کند. وی افزود، ما برای پیشگیری و مقابله با این تهدید راهکارهای لازم را اتخاذ کنیم و نیروهای متخصص را به کار بگیریم.

پیشنهادات جدید برای مذاکره با غرب از سوی ایران
متکی، وزیر امورخارجه رژیم، روز شنبه، ۲٠ تیر اعلام کرد، ایران مجموعه جدیدی از پیشنهاداتی را که می‌تواند به عنوان اساسی برای مذاکرات با غرب به کار رود، تهیه می‌کند. وی گفت این پیشنهادات به برنامه اتمی و نیز مسائل سیاسی و امنیتی مربوط می‌شوند. به رغم گنده‌گویی‌های احمدی‌نژاد و حامیانش در سرزنش آمریکا و غرب، احمدی‌نژاد اولین رئیس جمهوری در ایران بود که مذاکره با آمریکا را مخفیانه پیش برد و سپس آن را علنی کرد. در سال گذشته افشای چهار دور مذاکره محرمانه مشاوران او از قبیل مجتبی ثمره هاشمی با مقامات آمریکایی نمونه‌ی این موارد بود. ‌

مرگ بر جمهوری اسلامی
کار، نان، آزادی، حکومت شورایی




به صدای رادیو دمکراسی شورایی گوش کنید

برنامه‌های رادیو در روزهای یک‌شنبه، سه‌شنبه، پنج‌شنبه و جمعه هر هفته پخش خواهد شد.
پخش این برنامه‌ها هر روز از ساعت ۳۰ / ۲۰ شب به وقت ایران خواهد بود. تکرار این برنامه در ساعت ۲۳ همان شب و نیز ۷ صبح و ۱۲ روز بعد خواهد بود.
در روزهای شنبه، دوشنبه و چهارشنبه تکرار برنامه‌های روزهای قبل پخش خواهد شد.
برای دریافت برنامه‌های رادیو دمکراسی شورایی از مشخصات زیر استفاده کنید:

آدرس اینترنتی رادیو دمکراسی شورایی:
www.radioshora.org


Radioshora
Hotbird 6
۱٣ درجه شرقی
۱۱۲٠٠ مگا هرتز
عمودی
۶ / ۵
۲۷۵٠٠
نام
ماهواره
زاویه آنتن
فرکانس پخش
پولاریزاسیون
FEC
Symbol rate








Sonntag, 12. Juli 2009


ویژه نامه خبری شماره ۴۰ سازمان فدائیان (اقلیت) ۲۰ تیر ۱۳۸۸


آدرس اینترنتی سایت خبرنامه: http://72.41.178.79/
گزارشی از تظاهرات ۱۸ تیر تهران
گزارش زیر را یکی از خوانندگان خبرنامه سازمان فدائیان (اقلیت) ارسال کرده است:
دیروز ۱۸ تیر در خیابان انقلاب بین میدان‌های انقلاب و فردوسی بودم، مترو را بستند، جو ملتهبی بود، هزاران نفر در خیابان بودند، گاه و بیگاه دست‌ها بالا می‌رفت و شعار سر داده می‌شد، در این زمان نیروی انتظامی و سرکوبگران مفتول و باتوم به دست موتورسوار به سوی مردم حمله می‌کردند. در جلوی تئاتر شهر و در سر خیابان خاک چند نفر را زدند. رفتارشون بسیار توهین‌آمیز و ددمنشانه بود. در خیابان اردیبهشت و بالای انقلاب تیر هوایی شلیک کردند. سر چهارراه‌های نصرت و فرست و بالای پارک لالاه جوان‌ها سنگ می‌انداختند و شعار می‌دادند.. گاز اشک‌آور بود که بین جمعیت فرود می‌آمد، چند نفر را خیلی وحشیانه کتک زدند. جمعیتی که آمده بود تا اگر تظاهرات منسجمی شکل گرفت، بپیوندند، ده‌ها هزار نفر بود، نه کم‌تر. اما اجتماعات شعاردهنده در گروه‌های پراکنده ۲۰۰ – ۱۰۰ تا ۵۰۰ – ۴۰۰ نفری بود. این مشاهده عینی من است. مردم شب بالای پشت بام‌ها بیش از شب‌های پیش شعار دادند. بسیار پر حرارت‌تر و پرشورتر... جالب بود مردم نشان دادند که هستند... و خسته نیستند، و نترسیدند. این نکته خیلی مهم است. دیروز به ظاهر لباس‌شخصی‌ در خیابان انقلاب کم بود، اما مأموران اطلاعات حضور داشتند و پنهان هم نبود. اما بالای پارک لاله و کارگر ناگهان وقتی حرکت مردم اوج گرفت، پر لباس شخصی شد...!

وضعیت دستگیرشدگان ۱۸ تیر
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی، امروز شنبه ۲٠ تیرماه نیز صدها نفر از خانواده‌های دستگیرشدگان که به آنان بازداشتی‌های ۱۸ تیر نیز افزوده شده، در مقابل اوین و "دادگاه انقلاب" تجمع کردند. خانواد‌ های دستگیرشدگان خواستار مطلع شدن از محل بازداشت، وضعیت و شرایط عزیزان خود و آزادی آن‌ها هستند. گفته می‌شود در ۱۸ تیر حدود ۱۵٠ نفر دستگیر شدند، که تعداد زیادی از آنان زنان بودند. دستگیرشدگان در ابتدا به کلانتری ۱۴۸، آگاهی شاپو‌ر و ستاد پیگیری وزارت اطلاعات و نقاط دیگر منتقل شدند. بازداشتگاه‌های فوق از محل‌های شکنجۀ وحشیانۀ دستگیرشدگان می‌باشد و در کلانتری ۱۴۸، ضرب و شتم مردم منجر به مرگ شده بود، که در اطلاعیه‌های قبلی اسامی آنها ذکر شده است. در ضمن تعدادی از خودروهای نیروی انتظامی در مقابل دادگاه انقلاب مستقر شده‌اند تا از حرکت‌های اعتراضی خانواده‌ها جلوگیری کنند.
گفته مي‌شود، نزديك به ١٥٠ نفر از تظاهركنندگان، دستگيرشده در تظاهرات ١٨ تير روز گذشته به زندان اوين منتقل شده‌اند.

شيراز
گفته مي‌شود تعدادي از دانشجويان دانشگاه شيراز، فراخوان يك گردهم‌آئي در روز دوشنبه ٢٢ تيرماه در خيابان ملاصدرا، را داده‌اند. در اين فراخوان دانشجويان از تمامي مردم خواسته‌اند، كه در اين تجمع اعتراضي شركت كنند.

دستگیری ۳۰۰ نفر در تظاهرات ۱۸ تیر در اصفهان
بنا به گزارش‌های رسیده، در روز ۱۸ تیر در اصفهان ۳۰۰ نفر دستگیر شده‌اند. امروز صبح که خانواده‌های بازداشت‌شدگان در برابر بازداشتگاه پلیس امنیت اخلاقی تجمع کرده بودند، صدای جوانان را می‌شنیدند که درخواست آب می‌کردند. خانواده‌ها به اعتراض برخاستند و با سنگ به درب بازداشتگاه کوبیدند و فریاد الله‌اکبر سر دادند. یگان ویژه مستقر در بازداشتگاه، خانواده‌ها را متفرق کرد و دیگر به آنان اجازه نداد مقابل بازداشتگاه تجمع کنند.

كرمان
بعدازظهر روز پنج‌شنبه بيش از ١٠٠٠ نفر از مردم كرمان با شعار مرگ بر ديكتاتور در خيابان‌هاي شفا و امام در گرامي‌داشت خاطره قيام ١٨ تير و همبستگي با ديگر مردم ايران، دست به تجمع زده و سپس به سوي ميدان آزادي و از آنجا به ميدان مشتاق راهپيمائي كردند. در مسير راهپيمائي رانندگان ماشين‌هاي سواري كه در خيابان در حركت بودند با روشن كردن چراغ‌ها و زدن بوق تظاهركنندگان را همراهي مي‌كردند. در طی اين راهپيمائي نيروهای رنگارنگ سركوبگر جمهوری اسلامی بارها به صف تظاهركنندگان حمله و تعدادی را مضروب كردند.

بيرجند
گفته مي‌شود، كه سه تن از فعالين دانشجوئي شهر بيرجند، روز سه‌شنبه و چهارشنبه هفته گذشته دستگير شده‌اند. بهزاد پروين فعال دانشجوئي، دانشگاه بيرجند در منزل مسكوني‌اش توسط نيروهاي امنيتي دستگير و پس از بازرسي خانه‌اش به مكان نامعلومي برده شده است. علي سپندارند، كه وي نيز از فعالين دانشجوئي دانشگاه بيرجند مي‌باشد در مشهد بازداشت و به بيرجند منتقل شده است. مشخصات دانشجوي ديگر هنوز مشخص نمي‌باشد.

شبه حکومت نظامی در کردستان در ۱۸ تیر
در ۱۸ تیر برقراری حکومت شبه نظامی و حضور گسترده‌ی نیروهای سرکوبگر عملا مانع از برگزاری تظاهرات اعتراضی شد. در این روز رژیم برای نمایش قدرت نمایشی تحت عنوان "استعداد رزمی" در تفرجگاه‌ها و میادین به راه انداخته بود. دانشگاه‌های دولتی و آزاد و تربیت معلم نیز با اتمام برنامه‌ریزی شده‌ی امتحانات به حالت نیمه تعطیل درآمده بودند. از سویی دیگر کشته شدن پسر آخوند امام جمعه مریوان و دو نفر دیگر بهانه‌ای دیگر برای نیروهای امنیتی برای کنترل و سرکوب شدیدتر مردم منطقه بود. این حالت شبه نظامی در روز جمعه نیز در شهرهای مختلف از جمله سنندج ادامه یافت و هر گونه تجمع حتی خانوادگی با ممانعت روبرو می‌شد.

تحریم گاز ایران توسط اتحادیه اروپا
به گزارش سایت پارسینه در تهران، اتحادیه‌ی اروپا گاز ایران را تحریم کرد. در این رابطه توافق نامه "نوباکو" فردا با حضور سران کشورهای اتحادیه اروپایی، کشورهای آسیانه میانه و با حضور مهمانانی چون عراق، سوریه، گرجستان و مصر رسما امضا خواهد شد. این در حالی است که خط لوله فعلی ایران به ترکیه برای تامین گاز اروپا آماده و به صرفه است. خط لوله نوباکو به طول ۳۳٠٠ کیلومتر به منظور تامین گاز اروپا امضاء می شود و ساخت آن از سال ۲٠۱۱ میلادی آغاز می شود، بر اساس این توافق نامه گاز کشورهای ترکمنستان، قزاقستان از بستر دریای خزر به اروپا صادر خواهد شد.

تظاهرات در مقابل اتاق بازرگانی ایران- آلمان، در هامبورگ
اعتراضات از میان افکار عمومی آلمان به شرکت‌های تجاری که با ایران روابط بازرگانی دارند، همواره بیشتر می‌شود. به ویژه از مخالفان این امر فعالان گروه "بمب را متوقف کنید" است. سخنگوی این گروه در مصاحبه با "پرسه تکست" گفت، ایران فقط به ایران دارو و مواد غذایی صادر نمی‌کند، بلکه تکنولوژی پیشرفته‌ی نظامی نیز به این کشور می‌فرستد. به گزارش "پرسه تکست" روز دوشنبه به همین مناسبت تظاهراتی در مقابل اتاق بازرگانی ایران- آلمان در هامبورگ اعلام شده است.

اعدام عبدالحمید ریگی و ۱۱ نفر دیگر در هفته‌ی جاری
رئیس کل دادگستری استان سیستان و بلوچستان اعلام کرد، تا آخر هفته‌ی جاری احکام اعدام عبدالحمید ریگی و ۱۱ نفر دیگر انجام خواهد شد. طبق اظهارات وی این اعدام‌ها احتمالا در ملاء عام اجرا خواهند شد.

فراخوان کمپین استقلال کانون وکلای دادگستری
در اعتراض به اقدامات شدیدتر برای سلب استقلال نسبی وکلا و قرار دادن این صنف در چارچوبی وابسته به دستگاه قضایی کانون وکلا با تشکیل کمپین استقلال کانون وکلا، اعلام موجودیت کرده و خواستار پیوستن وکلا و گروه‌های مختلف اجتماعی به این حرکت می‌باشند. در بخشی از این بیانیه آمده است:
تضمين دادرسی عادلانه و حق دفاع از حقوق مسلم و ابتدایی انسان اجتماعی است که لازمه تحقق این حق، وجود وکلایی مستقل می باشد تا بدون وجود رابطه رییس و مرئوسی و بدون جانبداری نهایت تلاش خود را برای حفظ حقوق عامه از هر صنف و با هر اندیشه ای به کار بندد. درهمین راستا مطابق بند ۱۴ اسناد هشتمین کنگره سازمان ملل برای پیشگیری از جرایم و رفتار با مجرمان مصوب ۱۹۹٠ با عنوان"اصول اساسی نقش وکلا"، حمایت کافی از حقوق بشر و آزادی‌های اساسی که کلیه افراد محق به برخورداری از آنها هستند مستلزم آن است که کلیه افراد دسترسی موثر به خدمات حقوقی وکلای حرفه‌ای مستقل داشته باشند و نیز وکلا حق دارند که انجمن های حرفه ای خودمختاری تشکیل داده یا به آنها ملحق شوند که نماینده منافع آن‌ها بوده و رکن اجرایی آن‌ها توسط اعضا انتخاب شود و وظایف خود را بدون مداخله خارجی انجام دهند.

فروش نوکیا در بازار ایران نصف شد
پس از افشای فروش تجهیزات جاسوسی و استراق سمع توسط شرکت زیمنس- نوکیا، این شرکت نه تنها در خارج از کشور مورد انتقاد شدید قرار گرفت بلکه عملا بازار فروش آن به نصف رسید. تاکنون نوکیا انتخاب اول خریداران تلفن دستی بود.

عدم پرداخت حقوق کارگران و تجمع اعتراضی کارگران کرپ ناز
کارمندان وکارگران کارخانه کرپ ناز روز چهارشنبه ۱۷ تيرماه در محوطه اين کارخانه تجمع کردند. علت اين تجمع اعتراض به نگرفتن سه ماه حقوق ومزاياي کارکنان وکارگران اين کارخانه بوده است. لازم به ذکر است که اين چندمين بار است که کارگران اين کارخانه نسبت به عدم پرداخت حقوق ومزاياي خود دست به تجمع اعتراض آميز مي زنند اما هيچ گونه پاسخي از طرف روساي كارخانه دريافت نكرده اند.

دستگیری مجدد کیان تاجبخش
نیروهای امنیتی بار دیگر کیان تاجبخش، پژوهشگر آمریکایی ایرانی تبار را در پنج‌شنبه شب دستگیر کردند. وی در سال ۲٠٠۷ زمانی که با موسسه جامعه باز بنیاد سوروس کار می‌کرد، به اتهام کوشش برای تضعیف امنیت ایران بازداشت شده بود.

آمریکا خواهان آزادی هفت رهبر بهایی در ایران شد
پس از احزاب بزرگ آلمان، آمریکا نیز خواهان آزادی هفت رهبر بهایی که سال گذشته در ایران دستگیر شدند، گردید. محاکمه‌ی این افراد که دو زن و پنج مرد می‌باشند، از روز شنبه آغاز شد و خطر اعدام آنان را تهدید می‌کند.

کناره‌گیری امام جمعه موقت قم
در پی اوج‌گیری دعوای جناح‌های مختلف حکومتی امام جمعه موقت قم، رضا استادی در اعتراض به "مدعیان تندروی حمایت از رهبری" اعلام کرد تا اول محرم از هر گونه سخنرانی، منبر، درس و اقامه نماز جمعه خودداری خواهد کرد. در عین حال وی نیز همصدا با خامنه‌ای در این رابطه گفت، اختلاف در کشور موجب بهره‌برداري دشمن مي‌شود و اين براي کشور خطرناک است و دشمنان به اهداف خود مي‌رسند.

فرمانده پلیس تهران: در درگیری‌های ۱۸ تیر فقط یک گاز اشک‌آور شلیک شد!
در حالی که به گزارش شاهدان عینی در بسیاری از مناطق حجم وسیع گاز اشک‌آور که از سوی نیروهای امنیتی شلیک می‌شد، به قدری وسیع بود که خیابان‌ها و مراکز تجمع در دود غلیظی فرو رفته بود، رجب‌زاده، فرمانده پلیس تهران در مصاحبه با مهر اعلام کرد، فقط یک گاز اشک‌آور شلیک شده و فقط تعداد کمی دستگیر شده‌اند. برخی منابع دیگر از دستگیری بیش از صد نفر خبر داده‌‌اند.

دستگیری قائم مقام دبیر کل حزب همبستگی
عباس میرزا ابوطالبی، قائم مقام حزب همبستگی و رئیس دوره‌ای جبهه اصلاحات عصر روز جمعه بازداشت شد. وی نماینده‌ی اسبق مجلس و عضو شورای مرکزی نمایندگان ادوار مجلس و کاندیدای هشتمین دوره انتخابات مجلس نیز بود.

لایحه موافقت‌نامه همکاری امنیتی ایران و بحرین در مجلس
لایحه موافقت‌نامه همکاری‌های امنیتی شامل یک مقدمه و نه ماده پس از تصویب در دولت به مجلس ارائه شد. در مقدمه‌ی این لایحه به لزوم برقراری امنیت بر اساس "آگاهي از نقش موثر دو کشور در تحکيم امنيت و ثبات منطقه‌اي و با عنايت به آسيب پذيري کشور‌‌ها در خصوص جرايم سازمان يافته فراملي و خدشه‌دار نمودن نظم و امنيت عمومي و جان و رفاه شهروندان به واسطه ارتکاب جرائم ياد شده"، اشاره شده است.

توقیف قایق‌های ایرانی توسط گارد ساحلی عربستان
نیروهای گارد ساحلی عربستان سعودی روز جمعه سه قایق ماهیگیری ایرانی با ۹ سرنشین را که مجوز استفاده از آب‌های عربستان را نداشته‌اند، متوقف و آن‌ها را روانه منطقه‌ای امن برای انجام تحقیقات کردند.

مرگ بر جمهوری اسلامی
کار، نان، آزادی، حکومت شورایی

به صدای رادیو دمکراسی شورایی گوش کنید

برنامه‌های رادیو در روزهای یک‌شنبه، سه‌شنبه، پنج‌شنبه و جمعه هر هفته پخش خواهد شد.
پخش این برنامه‌ها هر روز از ساعت ۳۰ / ۲۰ شب به وقت ایران خواهد بود. تکرار این برنامه در ساعت ۲۳ همان شب و نیز ۷ صبح و ۱۲ روز بعد خواهد بود.
در روزهای شنبه، دوشنبه و چهارشنبه تکرار برنامه‌های روزهای قبل پخش خواهد شد.
برای دریافت برنامه‌های رادیو دمکراسی شورایی از مشخصات زیر استفاده کنید:

آدرس اینترنتی رادیو دمکراسی شورایی:
www.radioshora.org


Radioshora
Hotbird 6
۱٣ درجه شرقی
۱۱۲٠٠ مگا هرتز
عمودی
۶ / ۵
۲۷۵٠٠
نام
ماهواره
زاویه آنتن
فرکانس پخش
پولاریزاسیون
FEC
Symbol rate










انفجار خشم توده‌ای پس از انتخابات فرمایشی
جمهوری اسلامی و جناح‌های آن، که از مدت‌ها قبل تبلیغات وسیع و گسترده‌ای را برای کشاندن شمار هر چه بیشتری از مردم، به پای صندوق‌های رأی آغاز کرده بودند، با راه اندازی یک سلسله مناظره‌های تلویزیونی، که تأثیرات زیادی در میان اقشاری از مردم، به ویژه جوانان برای مشارکت در "انتخابات" بر جای گذاشت، مراسم نمایشی دهمین دورۀ ریاست جمهوری را در روز جمعه ٢٢ خرداد برگزار نمود.موضع گیری‌ها و نحوۀ برخورد احمدی نژاد با رقبای خود، چه پیش از "انتخابات" و چه در جریان مناظره‌ها، که توسط دستگاه اطلاعاتی و صدا و سیما، زیر نظر شخص خامنه‌ای سازماندهی شده بود، با نوعی از تهاجم و اعتماد به نفس همراه بود که نشان می‌داد، از یک پشتوانه پر قدرت و نیرومندی برخوردار است، و از قبل، به پیروزی خود نیز اطمینان دارد.جمهوری اسلامی برای گرم کردن تنور انتخابات، از تاکتیک تبلیغاتی جدیدی سود جست. این تاکتیک و توجیهات نظری طرفداران جناح موسوم به اصلاح طلب، پیرامون انتخاب بد ، از میان بد و بدتر، به رژیم کمک نمود تا به هدف محوری خود، مبنی بر کشاندن شمار قابل توجهی از مردم به پای صندوق‌های رأی، جامه عمل بپوشاند. هر چند که بر آورده شدن این هدف، با هزینه‌هایی که نظام در جریان مناظره‌های تلویزیونی باید می‌پرداخت همراه بود. زیانی که نظام در حین این تبلیغات تلویزیونی متحمل می‌شد البته اندک نبود، اما از آنجا که ادامه مجموعه سیاست‌های دوران چهار ساله ریاست جمهوری احمدی نژاد، اعم از سیاست های داخلی یا خارجی، بسیار حیاتی بود، و رژیم برای ادامه این سیاست‌ها به یک "حضور حداکثری" مردم در انتخابات و پشتوانه قرار دادن آن نیاز مبرمی داشت، بنابر این، پیه این زیان و هزینه را نیز، به تن خود مالیده بود. چیزی که اما جمهوری اسلامی تصور آن را نمی‌کرد، مسائلی بود که بلافاصله پس از پایان این مضحکه پیش آمد. حکومت اسلامی، از گرم شدن تنور انتخابات، به وجد آمد، اما تنور، این بار به قدری داغ شده بود که گریبان حکومت را نیز گرفت و لبخند پیروزی را بر لبان آن خشکاند !هنوز ساعاتی از پایان مراسم نمایش انتخاباتی رژیم نگذشته بود که احمدی نژاد به عنوان برنده انتخابات اعلام شد که مورد اعتراض رقبای وی قرار گرفت. اعلام این نتیجه که خلاف انتظار مردم و جوانانی بود که در مخالفت با احمدی نژاد، به کاندیداهای دیگر رأی داده بودند، به فوریت و پیش از آنکه حتا شورای نگهبان در این مورد اظهار نظر نموده باشد، مورد تائید خامنه‌ای قرار گرفت. این موضوع، برای چندمین بار نشان می‌داد که شخص خامنه‌ای، به هرقیمت پشت سر احمدی نژاد ایستاده است و سرنوشت خود و رژیم‌اش را به سرنوشت احمدی نژاد گره زده است. با تعیین قطعی احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور، موجی از خشم و نفرت، جوانان و توده‌های مردمی را فرا گرفت که از رأی و حضور آنان، به مثابۀ سیاهی لشکر و ابزاری برای راه اندازی شعبده بازی و اهداف حکومتی استفاده شده بود و سرانجام هم نام کسی را که مورد نظر ولی فقیه بود، از صندوق در آمده بود. حکومت اسلامی و جناح مسلط آن که در بازی انتخاباتی خود، سطح آگاهی و شعور توده‌ها را نادیده گرفته بود. ناگهان با انفجار خشم و نارضایتی فروخفتۀ جوانان و دانشجویان و موجی از تظاهرات و راه پیمائی‌های وسیع و گسترده خیابانی در تهران روبرو شد که شعله‌های آن به سرعت به سایر شهرها نیز تسرّی یافت. امواج خروشان اعتراضات خیابانی، راه پیمائی‌های صد هزار نفره و گاه میلیونی که در سه دهه اخیر بی سابقه بوده است، به رغم آنکه ده‌ها کشته و صدها زخمی و هزاران دستگیری درپی داشته است، همچنان ادامه دارد. این در حاليست که علاوه بر حضور گسترده نیروهای سرکوب در خیابان‌ها و میادین شهرها، مطابق اطلاعیه‌های پی درپی تهدیدآمیز و هشدارگونۀ دستگاه‌های مختلف امنیتی و سرکوب، هرگونه تجمع و راه پیمائی بدون مجوز ممنوع اعلام شده و در آنها تصریح شده است که با هرگونه فعالیت غیر قانونی به شدت برخورد می‌شود.بازی رژیم و جناح مسلط آن در پایان روز ٢٢ خرداد تمام شد. از نظر رژیم که هدف خود را تحقق یافته می‌دید، مردم باید به خانه باز می‌گشتند. اگر تلاش رژیم برای کشاندن مردم به پای صندوق‌های رأی، نسبتاً آسان دست داد و با موفقیت همراه بود، اما برگرداندن آن‌ها به خانه‌ها که یکبار دیگر قلابی بودن انتخابات را دیده و خشمگین شده بودند، کار آسانی نبود.این هنوز آغاز کار است و آن‌ها، تازه به میدان آمده‌اند!تلاش‌ها و اقدامات تهدیدآمیز وسیعی که از لحظات پایانی مراسم نمایشی برای باز گرداندن مردم به خانه‌ها آغاز شده است همچنان ادامه دارد. اعتراضات دانشجویان، جوانان و دیگر اقشار مردم به جان آمده در خیابان را مکرر به گلوله بسته و به خون کشیده‌اند، و تا آنجا که به رقبای احمدی نژاد مربوط می‌شود آنها را نیز به تبعیت از قانون و سکوت تهدید کرده‌اند. پیش از هر کس، خامنه‌ای، درهمان مراحل آغازین پایان نمایش، همه را به حمایت از احمدی نژاد مکلف ساخت و کاندیداهای "اصلاح طلب" که نتایج "انتخابات " را فاقد مشروعیت و غیر قابل قبول می‌خواندند، به پرهیز از هرگونه گفتار تحریک آمیز و بد گمانانه تهدید نمود. خامنه‌ای، حضور مردم در پای صندوق‌های رأی را "رأی به نظام اسلامی" و "۴۰ میلیون رأی را یک افتخار برای نظام اسلامی" دانست و به جای پاسخگوئی به اعتراضات و نامه‌های شکایت آمیز کاندیداهای "اصلاح طلب" به آنان گوشزد نمود که همه آن‌ها باید بر محور اصلی که جناح‌ها روی آن تاکید داشته‌اند، یعنی اهمیت حضور در صحنه انتخابات و " دفاع از نظام" متمرکز شوند. بدین ترتیب و همان‌طور که از قبل هم پیش بینی می‌شد، حضور گسترده مردم در انتخابات، چماقی شد برای مقابله با خود مردم.جناح به اصطلاح اصلاح طلب و کاندیداهای این جناح نیز اگر چه مانند جناح دیگر از کشانده شدن مردم به پای صندوق‌های رأی اظهار رضایت می کند، اما از سهمی که به آن داده نشد، سخت ناراضی ست. اعتراضات و تظاهرات خیابانی، اگر چه نطفه اولیه‌اش، اعتراض به تقلب در شمارش آرء و در آوردن نام احمدی نژاد از صندوق‌های رأی است و تا این حدود اعتراض جناح اصلاح طلب را نیز منعکس می‌سازد اما این اعتراضات، حتی از همان لحظات اولیه خود نیز در این چهار چوب و در محدودۀ دعواهای جناحی محدود نشده است و مستقل از خواست و اراده این جناح و حتا بر خلاف خواست آن، هر روز رادیکال‌تر شده است. کاندیداهای اصلاح طلب که بر شانه توده‌های میلیونی سوار شده‌اند، البته نمی‌توانند با اشکال رادیکال مبارزه توده‌ای و یا با مطالبات آن‌ها که کم‌ترین آن نابودی و مرگ رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه است، همگام و همراه شوند. از این رو در هرگام و به تناسب پیشرفت مبارزات توده‌ای، مجبورند خود را از مردم معترض و انقلابی بیشتر جدا کنند و از اعتراضات رادیکال آن‌ها تبری جویند. آنان حتا به شیوه جناح مسلط حکومتی، از مردم به خشم آمده‌ای که در برابر نیروهای سرکوب رژیم دست به مقاومت زده و به پایگاه‌های سرکوب رژیم حمله برده‌اند، به عنوان آشوب‌گران و اغتشاش‌گرانی یاد می‌کنند که با کارهای غیر قانونی خود، نظام را به خطر می‌اندازند. ملاقات‌ها و دیدارهای مکرر موسوی و کروبی با سران جناح‌های حکومتی به ویژه خامنه‌ای و اعتراض آن‌ها به نتایج شمارش آرء و خواست آنان "مبنی بر ابطال" انتخابات، صرف نظر از آن که آن‌ها تا چه حد در این زمینه جدی و پی گیر بوده باشند، نه فقط به جائی نرسيد و نمی‌توانست به جائی برسد، بلکه با واکنش‌های تند و شدیدالحن خامنه‌ای نیز رو برو شده است. جناح مسلط حکومتی به رهبری خامنه‌ای، نمی‌توانست و نمی‌تواند تن به ابطال انتخابات و عقب نشینی بدهد، نه از ترس اینکه ممکن است با افشاء تقلب انتخاباتی رسوا شود بلکه از این جهت که هر یک گام عقب نشینی این جناح در شرایط حاضر با صد قدم پیشروی مردم و جنبش اعتراضی آن‌ها همراه خواهد بود. یک هفته پس از انتخابات، خامنه‌ای در حالیکه ظاهراً از شورای نگهبان خواست که به شکایت و شبهه اصلاح طلبان رسیدگی کند. در نماز جمعه ٢۹ خرداد، بار دیگر نتایج انتخابات را تايید کرد و با صراحت کم نظیری، بار دیگر از احمدی نژاد حمایت نمود. وی با لحن تهدید آمیزی به اصلاح طلبان هشدار داد از کارهای غیر قانونی و تظاهرات خیابانی دست بردارند و مسائل خود را از مجاری قانونی دنبال کنند. خامنه‌ای در عین حال با حمله شدید به کسانی که تلاش می‌کنند در مورد انتخابات شک و تردید ایجاد کنند و یا بر این باورند که با برپائی اجتماعات اعتراضی خیابانی، می‌توانند وی را تحت فشار قرار دهند، به روشنی تأکید نمود که نه تنها تحت فشار تظاهرات خیابانی، عقب نشینی نخواهد کرد، بلکه اصلاح طلبان و راه پیمائی‌ها و تظاهرات مردم را به سرکوب‌های شدیدتر و خونین‌تری نیز تهدید نمود.به دنبال صحبت‌های خامنه‌ای در نماز جمعه، شورای امنیت ملی و فرمانده نیروی انتظامی نیز با ارسال نامه‌هائی به موسوی، فعالیت‌ها و راه پیمائی‌های غیر قانونی را به وی هشدار دادند. فرمانده ناجا در نامه خود به موسوی، زمان "مدارا و مماشات" با تجمعات و راه پیمائی‌های "غیر قانونی" را پایان یافته اعلام داشت و هشدار داد که در صورت تداوم رویه تا کنونی، نیروهای انتظامی، به صورت قاطع با آن برخورد خواهندکرد. علیرغم این تهديدات و به رغم سکوت معنی دار اصلاح طلبان و موسوی، روز شنبه ۳۰ خرداد، جوانان و مردم معترض تهران در میدان انقلاب و خیابان‌های اطراف آن دست به تجمعات و راه پیمائی اعتراضی زدند. این تجمعات به درگیریها و جنگ و گریز خیابانی تبدیل شد و ساعت ها ادامه یافت. سرکوبگران با وحشی گری تمام به روی تظاهر کنندگان شلیک کردند و شمار دیگری از مردم به خون غلطیدند.موسوی در بیانيه‌ای که در پایان این روز صادر نمود، بار دیگر به تعریف و تمجید از خمینی و نظام اسلامی پرداخت و به مردمی که از شدت فشارهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی به تنگ آمده‌اند نصحیت نمود که پرچم دفاع از نظام اسلامی را در دست بگیرند و آنان را به دوستی با بسیجی‌ها، سپاه، ارتش و همۀ "حافظان نظام مقدس اسلامی" فراخواند. موسوی در بیانيۀ طولانی خود، با ذکر اینکه مردم حق دارند در چهارچوب قانون اساسی! راه پیمائی آرام داشته باشند. تمام آنچه را که مثلاً در جانبداری از مردم در چنته داشت بیرون ریخت.بنابراین روشن است که امثال موسوی در فکر منافع جناحی خود هستند و حدود ظرفیت آن‌ها برای نزدیکی و پذیرش جنبش اعتراضی توده‌ها، از چه قماشی‌ست و تا چه حد اندک و پائین است. مردم به تجربه دریافته‌اند که موسوی و کل جناح اصلاح طلب نه می‌خواهند و نه می‌توانند همراه آن‌ها بمانند و همپای آن‌ها حرکت کنند. آن‌ها در واقع از فردای روز انتخابات از موسوی عبور کرده‌اند.هر چند که در لحظه حاضر، پای مرگ و زندگی اصلاح طلبان در میان است و این موضوع، احتمال ماندن موسوی در کنار اعتراض کنندگان برای استفاده از آن‌ها در جهت منافع جناحی خود را تقویت می‌کند، و هرچند که در همین حدودی که به آمدن مردم به خیابآن‌ها رضایت داده‌اند، اساساً از این جهت است که شکست آن‌ها در این مقطع فقط به معنای حذف قطعی و نهائی از قدرت سیاسی نیست، بلکه این موضوع در حکم مرگ سیاسی آن‌ها محسوب می‌شود، بنابراین، ترس از مرگ، آنان را به ماندن در کنار مردم - ولو با هدفی متفاوت و در حد محدودی که تا کنون بوده است - ترغیب می‌کند، اما با وجود تمام این‌ها، آنها از آنجا که اصل نظام را قبول دارند، و خود جزو این نظام بوده‌اند و هستند، صرف نظر از اینکه تا چه حد توان و جرأت مقابله با جناح مقابل را داشته باشند، اما از ترس مرگ، دست به خودکشی نخواهد زد. آنان بیش از آنکه از رویاروئی با جناح مسلط حکومتی بترسند، از رادیکالیزه شدن جنبش اعتراضی توده‌ای و فراروئی آن به یک جنبش انقلابی زیر و رو کننده نظم موجود می ترسند.بنابر این شکی در این مسأله وجود ندارد که آنان هرگونه عمل انقلابی و اقدام رادیکال توده‌های معترض و بپاخاسته را محکوم خواهند نمود و فراتر از آن، در جریان تکامل و تعمیق انقلابی که اکنون آغاز شده است، دست در دست جناح مسلط و نیروهای سرکوب، در برابر کارگران و زحمتکشان و انقلاب آن‌ها خواهند ایستاد


Samstag, 11. Juli 2009


ویژه نامه خبری شماره ۳۹ سازمان فدائیان (اقلیت) ۱۹ تیر ۱۳۸۸


آدرس اینترنتی سایت خبرنامه: http://72.41.178.79/
ضمیمه ویژه‌نامه خبری شماره ۳۹

گزارشات زیادی از اعتراضات مردم در روز پنج‌شنبه ۱۸ تیر ماه منتشر شده است. ما چند گزارش را برای اطلاع شما در این جا می‌آوریم.

گزارش اول: ولش کن، ولش کن
با وجود آن که از طرق مختلف (اینترنت، رودررو، پیامک و البته با اطمینان کم‌تری تلفن) مسیرهای متعددی برای راهپیمایی آرام سالگرد هیجدهم تیر در نظر گرفته شده بود اما مردم با ساعتی تاخیر یکدیگر را در یکی از این مسیرها یافتند. اگر چه کسی سخنی نمی‌گفت و همه مانند یک هنرپیشه سینمایی وانمود می‌کردند که گویی از ماجرا به کلی بی‌خبرند اما لحظه‌ای که گارد ویژه قصد دستگیری جوانی را داشت، ابتدا یکی الله‌اکبر گفت. جمعیت تکرار کرد. دیگری گفت ولش کنید و این بار شعار ولش کن - ولش کن مانند بمبی در فضا منفجر شد و پلیس پس از رها کردن وی با باتوم سعی کرد مردم را متفرق کند. سراسر خیابان از جمعیت پر شد! سرانجام گارد ویژه تیراندازی هوایی کرد و گاز اشک‌آور به میان جمعیت پرتاب نمود. جالب آن که خود نیروهای پلیس هم از گاز اشک‌آور بی نصیب نمی‌ماندند. جنگ و گریز به طور پراکنده ادامه پیدا کرد مردم هیچ خشونتی نشان نمی‌دانند. ساعتی بعد که برای دنبال کردن ماجرا به محل رفتم. پلیس‌ها کلاه‌ها را برداشته در چمنی که پیدا کرده بودند، از خستگی ولو شده بودند. نیروهای لباس شخصی و امنیتی نیزدر اتوموبیل‌هایشان لم داده بودند. بله. پلیس در متفرق کردن یک راه‌پیمایی مسالمت‌آمیز در عرض ۳ ساعت کاملا خسته شده بود. از بازداشت و زخمی شدن افراد اطلاعی نیافتم. سرعت اینترنت خیلی پائینه تا حالا ده بار سعی کردم ارسال کنم. نمی‌دونم موفق بشم یا نه

گزارش دوم: درود به هم‌شهریانم
همين الان از تظاهرات مي‌آيم. فقط مي‌توانم به شجاعت مردممان آفرين بگويم. در حالي كه صدها نيروي نظامي منطقه انقلاب را محاصره كرده بودند جمعيت ميدان و خيابان‌های دانشگاه را پر كردند. سيستم ماموران قطع رابطه بين گروه‌هاي مختلف بود تا به هم نپيوندند اما خود همين منجر به اين شد كه با پراكنده شدن مردم به چهار سو تمام منطقه سرشار از تظاهرات شد. دسته‌های پانصد نفری شعار مي‌دادند و تظاهرات می‌‌كردند. خشونت رژيم طبق معمول وحشتناك بود اما احساس مي‌كردي كه مانند شبيه خونين هفته پيش نیست. تيراندازی‌ها، هوایی بود و بيش‌تر به شلیک گاز اشك‌آور مبادرت مي‌كردند و مردم هم با آتش زدن آشغال‌ها پاسخ مي‌دادند. هدف نيروهای نظامي ارعاب و ترساندن بود. به همه حمله مي كردند و با باطوم مي‌زدند. در چند جا جوان‌ها را با باتوم خونين و مالين مي‌كردند. دختر بسيار ريزنقشي را چنان زدند كه بيهوش شده بود. سر و کله‌های زیادی خونین شد. نیروهای نظامی کاملاً خسته و عصبي و مضطرب بودند. بيشتر گارد سپاه بودند و نه گارد ويژه. با موتورهای قرمز خود ويراژ مي‌دادند و مردم را زير ضرب چوب مي‌گرفتند. جمعيتي كه با آن‌ها فرار می‌کردیم به سمت اميرآباد رفت. تمام مردم از خانه‌ها بيرون آمده بودند و يكصدا شعار می‌دادند: "مرگ بر ديكتاتور". چند موتور نظامي را هم مردم آتش زده بودند. تقريبا اكثر تظاهركنندگان ماسك زده بودند تا شناسايي نشوند. تقريبا درس‌های تجربيات قبلي را دارند به كار مي‌برند. هنوز روحيه مردم تهاجمي نيست و بيشتر تدافعي و آزار و اذيت است. مركز تظاهرات از جنوب اطراف انقلاب تا جمهوري و از شمال تا اميرآباد و از غرب تا دانشگاه دامپزشكي و شرق تا وصال شيرازی بود. نمي‌توانم ميزان جمعيت را بگويم اما گمان مي‌كنم بالاي ده هزار نفر بود. شعارها "الله‌اكبر"، "مرگ بر ديكتاتور"، "مرگ بر اين دولت مرد فريب"، "مرگ بر جنتي مردم‌فريب" بود. در مجموع با موفقيت اين تظاهرات را مردم تهران با افتخار برگزار كردند. درود به همه همشهريانم.

گزارشی از وبلاگ زيتون: نترسيديم چون همه با هم بوديم...
ساعت چهار بعدازظهر کمی پايين‌تر از ميدون ونک در يکی از خيابان‌های فرعی ماشين را پارک کرديم و چهار نفری به سمت ميدان ولی عصر راه افتادیم. جا به جا پليس ايستاده بود و ما با خيلی از مردم ديگر که از بطری‌های آب در دست يا ماسک روی دهن يا خنده‌ی معنی‌دارشان می‌فهميديم که راهشان با ما يکيست در پياده‌رو روان بوديم. گاهی کسی چيزی می‌گفت و همه جمعيت با هم می‌خنديديم. بيشتر صحبت‌ها روی سخنرانی احمدی‌نژاد و شاپرک و پاک‌ترين انتخابات جهان و نماد تغيير و معظم له و پسرش مُجی بود.
هر چه جلوتر می‌رفتيم تعداد نيروهای نظامی- که هنوز انواع و اقسامشان را درست نميشناسم- بيشتر می‌شد. بخصوص لباس سبز لجنی‌ها با باتوم‌های سبز و کلاهخورد با تعداد زياد در کوچه های فرعی جمع شده بودند و منتظر خبر آنتن‌های بيسيم به دست خيابانی‌شان ايستاده بودند. از جلويشان که رد می‌شدی با چشم‌های ورقلمبيده چنان خيره و باولع به جمعيت ساکت پياده نگاه می‌کردند، انگار که گرسنه‌ی کتک زدن هستند و اين را بعد از مدتی به خوبی ثابت کردند.
ميدان ولی عصر ديگر رسما حکومت نظامی بود. راننده اتوموبيل پاجرويی علامت وی برايمان نشان داد و فوری توسط پليس نگه داشته شد و راننده دستگير شد. آن طرف‌تر پرايدی برايمان بوق بوق زد، شيشه‌هايش با شدت هر چه تمامتر توسط باتوم خورد شد. همه به هم نگاه می‌کرديم. چکار بايد می‌کرديم؟ فقط به راه‌مان ادامه داديم. چند دور دور ميدان ولی عصر زديم، تا می‌ايستادی يکيشان با باتوم به تو می‌فهماند که توقف بيجا مانع کسبشان است. (مرده شور کسبشان را ببرد).
پيرزنی خوش لباسی رفت کنار خيل پليس‌ها و با گريه به آن‌ها می‌گفت آخر چرا با ملت اينطور رفتار می‌کنيد؟ ما منتظر عکس‌العمل‌ پليس‌ها شدیم، اما آن‌ها عين آدم آهنی با چشم‌های شيشه‌ای فقط نگاهش کردند.
ساعت حدود ۵ بود. هوا بی نهايت گرم بود. همه عرق کرده بوديم. جمعيت همانطور به سمت ما روان بود. احساس می‌کرديم هنوز وقت شعار دادن نيت. راه‌پيمايی در خيابان که اصلا فکرش را نمی‌شد کرد. اما پياده‌روها مملو از جمعيت بود.
دوستی زنگ زد که به ميدان انقلاب رسيده و آنجا شديدا شلوغ است. مردم شعار می‌دهند و نيروها همينطور کتکشان می‌زنند.
به خاطر ازحام جمعيت از بلوار کشاورز نمي‌شد رفت. پس به طرف چهارراه ولی عصر راه افتاديم. دوست ديگری زنگ زد که در چهار راه ولی عصر هم دارند ملت را می‌زنند. پير و جوان و زن و مرد و بچه و بزرگ هم حاليشان نيست. همه را می‌زنند. چيزی که برای من جالب بود اين بود که تعداد زنان شرکت‌کننده از هميشه بيشتر بود. شايد از هر ده نفر شش هفت نفر زن بودند و تعداد زنان مسن که با دختر يا پسرشان آمده بودند بيشتر از حد تصورم بود.
زنی حدود نود ساله را ديدم که با عصا به سختی راه می‌رفت و با خانواده پر از نوه‌اش آمده. راستش آنقدر لباس‌هايشان شيک و پيک بود که فکر کردم می خواهند بروند مهمانی. دلسوزانه گفتم مادر جان جلوتر بدجور می‌زنند خدای نکرده گوشه‌ی باتوم‌شان به شما يا نوه‌هايتان بخورد سالم نمی‌مانيد. دخترش با نگرانی به من گفت تو رو خدا شما کمی نصيحتش کنيد. اقلا جلو دست و پای جوان‌های مردم نايستند. پيرزن ايستاد و نگاهی به من کرد و گفت: خوب بخورد، مگر خون من و نوه‌ها رنگين‌تر از بقيه ست؟ باور کن يک ماه است از خانه بيرون نيامدم اما امروز خواهش کردم مرا بياورند. مرگ بهتر از اين زندگی‌ست.
صحنه‌های اين‌چنينی زياد ديدم. بچه‌های ترد و نازک و زيبا بغل پدر و مادرشان، حتی نوزاد. طالقانی را هم رد کرديم. حدود دانشکده هنرهای تزئينی رسيديم همينطور الکی بهمان يورش آوردند هر که جلوی دستشان رسيد زدند. می‌دويديم در يک کوچه فرعی. آن‌ها هم تقسيم می‌شدند و هر دوسه نفر به کوچه فرعی می‌آمدند و باتومشان بر کمر و دست و پا و سر ما فرو می‌آمد. ما چون چهار نفری رفته بوديم و هی بايد مواظب هم می‌شديم در اين مرحله زياد کتک خورديم. از آن به بعد تصميم گرفتيم قبل از هر يورش و قبل از هر چهارراه با هم قرار بگذاريم بعدش کجا همديگر را ببينيم. موبايل‌هايمان هم از کار افتاده بود.
گاهی من از صاحب خانه‌ها يا صاحب مغازه‌هايی که دم در ايستاده بودند می‌خواستم بعد از حمله درشان را باز بگذارند تا ما بپريم داخل. (می‌ديدم جلوتر دارند حمله می‌کنند) و همين صحبت‌ها باعث شد بارها از کتک فرار کنيم و عده‌ی ديگری را هم با راهنمايی به آن محل‌ها، نجات بدهم.
يک بار سرايدار ساختمان احمدی‌نژادی از کار درآمد و با اين که همه‌مان را راه داد کمی نصيحمان کرد و گفت بعدا می‌فهميد چرا احمدی‌نژاد در اين شرايط از همه بهتر است و درضمن داشت به مرد حدودا شصت ساله‌ای که گاز اشک‌آور حالش به هم خورده بود و می‌گفت تازه عمل قلب کرده با آبی که به صورتش می‌زد کمک می‌کرد.
هر کار کرديم نشد به چهارراه ولی عصر برسيم. هر چه الکی گفتيم خانه‌مان آنجاست مگر گوش می‌دادند... باتومشان زبانشان بود. گاهی از دور صدای تيراندازی می‌شنيديم و کلی نگرانمان کرد. نزديکی‌های چهارراه پسر قدبلند و شجاعی به يکی از باتوم سبز لجنی‌ها چنان حمله کرد و به زمين پرتش کرد که همه بی اختيار به او آفرين گفتيم. دختر ماسک به صورتی هم بی محابا به تعداد زيادی سرباز نزديک شد و کلی فحش و شعار داد. آن‌ها هم تا می‌خورد زدنش... من در حال فرار از دست سرباز ديگری بودم خودم نديدم، اما بعدا شنيدم که آن دختر و پسر دستگير شده‌اند.
تصميم گرفتيم دوباره به سمت ميدان ولی عصر برويم. در بلوار کشاورز جمعيت ناگاه از پياده‌رو به خيابان رفته و شروع به شعار دادن کردند. بعضی‌ها گل در دستشان بود. ما هم با دست زدن و فرياد شعارها همراهی‌شان کرديم. ماشين‌ها بوق بوق می‌کردند. اما هنوز چند لحظه نگذشته بود که بهشان حمله شد و چند تايشان را دستگير و بقيه را با باتوم و شوکر زدند. هر چه هوا خنک‌تر می شد تعداد بسيجی‌ها و لباس شخصی‌ها بيشتر می‌شد. هر چند دقيقه تعداد زيادی موتورسوار با لباس‌های مختلف، ساده و آلاپلنگی روشن و آلاپلنگی تيره و خاکی و... می‌آمدند مانور مي‌دادند و حين حرکت باتومشان را بر سر و صورت مردم می‌کوبيدند. ما که بارها توسط آن‌ها تعقيب شديم، از راه کوچه پس کوچه‌ها دوباره به خيابان ولی‌عصر برگشتيم. جلوی فروشگاه قدس (کوروش سابق) دختر قد بلندی الله‌اکبر گفت و فوری يکی از همين لباس شخصی‌ها دستگيرش کرد. پسر مو بلندی را هم با کتک بين دو موتورسوار بسيجی نشاندند و بسيجی عقبی گلويش را در حد خفگی گرفته بود و فشار می‌داد. همه‌مان بی اختيار فحش داديم و دوستانشان با آمدن به پياده‌رو و فرود آوردن باتوم بر سر و رويمان تلافی درآوردند. البته توانستيم از آن مهلکه هم فرار کنيم.
اين راهم بگويم، دو آقای همراه ما بيشتر از ما خانم‌ها کتک خوردند.
يک جا که از دست نيروهای انتظامی به مغازه‌ای پناه برديم يکهو ريختند در مغازه و از يکی از آقايان همراه ما کارت شناسايی خواستند. ظاهرا در چهارراه پايين‌تر خبر داده بودند يک نيروی خارجی شورشی همراه ماست. همراه ما هم شوخی‌اش گرفته بود و گفت همين ديشب با جمبوجت مرا فرستاده‌اند ايران. باتوم که بالای سرش رفت کمی آدم شد و کارت شناسايی‌اش را نشان داد. يکيشان که لهجه ی روستايی غليظی داشت بر تقلبی و جعلی بودن کارت اصرار داشت (هر طور بود می‌خواست دستگيرش کند) اما با خواهش تمنای ما و صاحب مغازه که الکی گفت من اينها را می‌شناسم ولش کردند.
در خيابان ولی عصر نميشد ماند، بارها از راه کوچه پس کوچه‌ها بخصوص خيابان دانشيان به خيابان فلسطين رفتيم و هر وقت هوا پس می‌شد دوباره به ولی عصر برمی‌گشتيم. يک بار چنان با باتوم بر فرق مرد جوانی کوبيدند که سرش شکافته شد و خون راه افتاد. طفلک برای اين که دستگير نشود رفته بود پشت بوته‌ای قايم شده بود.
يکی از اهالی که از پنچره ديد برايش دستمال آورد سرش را ببندد. از همه خواهش می‌کرد به او نزديک نشوند تا پليس نيايد سر وقتش. از او اجازه گرفتم و ازش چند عکس گرفتم. گفت جوری بنداز که صورتم معلوم نشود.
در بلوار کشاورز مرتب گاز اشک‌آور می‌زدند و دودش به خيابان فلسطين که ما شعار می‌داديم هم آمده بود. چند نفر حالشان به هم خورد.خوب شد من چند دستمال سفيد و يک شيشه کوچک سرکه با خودم برده بودم. ملت هم دو سطل زباله.
در خيابان فلسطين کمی بالاتر از بلوار کشاورز، آتش زده بودند که از آن‌ها هم عکس گرفتم.
ماشينی برای پاشيدن آب آمد. مردم حمله کردند و نگهش داشتند و راننده را مجبور کردند تمام آبش را همان جا خالی کند. زير پايمان پر شد از آب روان.
مردم جلويش شعار می‌دادند: مجتبی، بميری، رهبری رو نبينی.
شعارهای ديگر، مرگ بر ديکتاتور... الله اکبر... مرگ بر خامنه‌ای و... بود.
عجيب بود به غير از يکی دو بار، من حرفی از موسوی نشنيدم. خواسته‌های مردم خيلی بالاتر رفته.
به نظر من راهپيمايی امروز نه برای دفاع از جنبش دانشجويی بلکه به خاطر اظهار نفرت از حکومت بود. مدت زيادی هم بود که راهپيمايی‌ها تعطيل شده بود و مردم تشنه‌ی ابراز اعتراض بودند.
اتحاد مردم هم برايم جالب بود. از هر قشری می‌شد ديد. از خانم چادری که کيپ رويش را گرفته تا خانم بدحجاب. از جنوب شهری گرفته تا شمال شهری و قشر متوسط. از حاج آقای ريشو تا مرد کراوات‌زده ريش هفت تيغه.
حدود ساعت ۹ بود که هنوز خيل مردم به سوی خيابان‌ها سرازير بود. در يوسف آباد زنی می‌گفت خانه بي‌خيال نشسته بودم که بی بی سی تظاهرات شما را نشان داد. ديگر نتوانستم در خانه بمانم... و او سخت تر از بقيه شعار می‌داد.
کودکی تفنگ به دست روی موتورسيکلت پدرش نشسته بود و می‌گفت می‌خواهم دشمنای مردم را بکشم. يعنی بسيجی‌ها را. پدرش خنديد گفت هيس بابا جان.
هيچکدام باور نمی‌کرديم با اين همه احتمال خطر اين تعداد مردم بريزند در خيابان...
موقع برگشتن به کرج از اين آقای همراهم پرسيدم به نظرت بهترين قسمت راهپيمايی امروز چه بود؟
گفت همان قسمت که مرا با خارجی‌ها اشتباه گرفته بودند! و تا به خانه برسيم به شوخی از آينه ماشين مرتب به صورت خودش نگاه می‌کرد. آخر راه به او گفتم عزيزم، فکر می‌کنم منظورش از خارجی عراقی و عرب بود نه اروپايی و آمريکايی!
حالش را می‌توانيد حدس بزنید...
اما من حال خوبی دارم. امروز همه پر از شور و هيجان بودند و از افسردگی اين چند روز گذشته در مردم خبری نبود. منتظر اعلام راه‌پيمايی بعدی هستيم.
نه... ما سر باز ايستادن نداريم.
ببخشيد اگه عکس‌ها خوب نيستن و فقط از يه حدود منطقه گرفته شده. فقط اين چند لحظه بود که ما تونستيم موبايل دربياريم و همه‌ش در حال دويدن و مخفی شدن بوديم. دوربينم رو با اين که قبلش آماده کرده بودم، باتريشو گذاشته بودم شارژ بشه، عکس‌های قبلی رو درآورده بودم... اما به توصيه دوستان نتونستم ببرم. دست هر کس دوربين می‌ديدن سخت‌تر حمله می‌کردن و می‌گرفتنش تا اونجايی که می‌خورد می‌زدنش مگه برای خودش جايی مناسب مثل پشت بام پيدا می‌کرد.
يکی از دوستان که به محل تجمع در گوهردشت کرج رفته بود و از ساعت ۴ تا ۸ اونجاها قدم زده بود می گفت اونقدر نيروی انتظامی بود که کسی جرات ابراز اعتراض و شعار دادن نکرد. تعداد مردم در پياده‌روها خيلی بود اما نتونستن کاری از پيش ببرن. حالا بعد از ۸ خبری بوده نمی‌دونم.
۱۹ تیر ۱۳۸۸، ساعت ۲۶ : ۱۳


به صدای رادیو دمکراسی شورایی گوش کنید

برنامه‌های رادیو در روزهای یک‌شنبه، سه‌شنبه، پنج‌شنبه و جمعه هر هفته پخش خواهد شد.
پخش این برنامه‌ها هر روز از ساعت ۳۰ / ۲۰ شب به وقت ایران خواهد بود. تکرار این برنامه در ساعت ۲۳ همان شب و نیز ۷ صبح و ۱۲ روز بعد خواهد بود.
در روزهای شنبه، دوشنبه و چهارشنبه تکرار برنامه‌های روزهای قبل پخش خواهد شد.
برای دریافت برنامه‌های رادیو دمکراسی شورایی از مشخصات زیر استفاده کنید:

آدرس اینترنتی رادیو دمکراسی شورایی:
www.radioshora.org


Radioshora
Hotbird 6
۱٣ درجه شرقی
۱۱۲٠٠ مگا هرتز
عمودی
۶ / ۵
۲۷۵٠٠
نام
ماهواره
زاویه آنتن
فرکانس پخش
پولاریزاسیون
FEC
Symbol rate