Freitag, 23. März 2007

تغییر فرکانس پخش رادیو دمکراسی شورائی

با تغییر فصل، فرکانس پخش رادیو دمکراسی شورائی، از روز یکشنبه ۵ فروردین ماه، تغییر می‌کند. صدای دمکراسی شورائی، روزهای یکشنبه، سه‌شنبه، پنج‌شنبه و جمعه‌ی هر هفته از ساعت ۵ / ۸ تا ۵ / ٩ شب روی طول موج کوتاه، رديف ٢۵ متر، فرکانس ١٢١٢۰ کیلو هرتز پخش می‌شود.
با شما باد آتشین سوگند، با شما باد آتشین پیوند
در آستانه ی بیست و پنج اسفند، سالروز جانباختگان فدائی قرار گرفته ایم. روز شکفتن " ارغوان" بر بام خانه مردم، روز خروش خشم دلیر زنان و مردان فدائی، در "قلعه" و " اوین" و "قزل". روزی که سروهای سرافراز، آوازهای بلند رهایی را، در سپیده دمان، بر ستیغ قله نشاندند، تا خزر به میزبانی کویر تشنه بنشیند. و خلیج، آغوش مهربانی خود را، برای سپید رود و زرینه رود بگشاید. تا آفتاب، بر دستان کار بوسه زند و زمین جلوه گاه رقص و شادمانی "دختر رحمان" گردد. تا کودکان دشت، در موج موج خوشه های گندمزار، به طرب بنشینند، و رود، بی التهاب از گل آلود شدن، همچنان نجوا گر روایت سرخ "ماهی سیاه" صمد باشد.
در آستانه ی بیست و پنج اسفند ایستاده ایم. روز جان باختگان سازمان فدائیان اقلیت، روز بزرگداشت حماسه آفرینی، از خودگذشتگی، فداکاری و قهرمانی صدها جانفشان فدائی، که برغم سیاهترین دیکتاتوری های حاکم بر ایران، به وظیفه انقلابی خود در قبال طبقه کارگر عمل کردند، دلاورانه با خصم طبقاتی جنگیدند و به خاطر دفاع از آرمان های کمونیستی خود، جان باختند.
بیست و پنج اسفند؛ روز یاد یاران، روز جان باختگان ماندگار، روز جانفشانان فدایی، روز به خون تپیدن ستاره های تابناک جنبش کمونیستی، می باشد. روزی که کادر رهبری فدائیان اقلیت، رفقا، هادی، کاظم، نظام، بر سنگفرش خیابان شکفته شدند. این روز یاد آور خاطره تمامی جانفشانانی ست که، به مبارزه علیه ستم بپا خاستند، خروشیدند، پیکار کردند، به رگبار بسته شدند، در زندان ها، در خانه های امن نفس گیر، زیر شکنجه، حماسه آفریدند، تا پیام آزادی، برابری و سوسیالیسم را، در وسعتی به گستره ایران با پرچم جان، بر افرازند. و شگفتا در این مسیر چه بی دریغ بودند.
از رستاخیز سیاهکل، که با رزم قهرمانانه ی فدائیان، در تمامی گستره ی ایران،" زنگ بزرگ خون به صدا در آمد و طوفان شکوفه داد"، تا به امروز، شط جاری فدائی، همچنان استوار به پیش می تازد، می رزمد، پیکار می کند، و با فداکاری، از خود گذشتگی و رزم مشترک، در تعمیق و شفافیت بخشیدن به روند مبارزه طبقاتی، پر خروش تر از پیش، گام بر می دارد.
از رستاخیز سیاهکل تا قیام بهمن ماه، از قیام بهمن، تا روزهای به خون تپیدن سروهای ماندگار فدائی، در اسفند ماه ۶۰، و پس از آن، تا به امروز، در این مسیر نا هموار، در میانه ی اشک و آتش و خون، در تلاطم گلوله و رگبار، رفقایمان اگر چه، به داغ و درفش و بند کشیده شدند، اما، استوار ایستادند. در آوردگاه نابرابر مبارزه ی طبقاتی، اگر چه در سپیده دمان، یارانمان بر سر دار شدند، اما، سر فراز ماندند.
آنان در خیابان و کارخانه، در جنگل و مزرعه جنگیدند، پیکار کردند، " جزیره ی ثبات" رژیم پادشاهی را در توفان تندر خود، فرو بردند، در خیمه گاه رژیم خمینی وحشت افکندند و با استقامت خویش، در شکنجه گاه های اوین و قصر، قلعه و قزل، حماسه آفریدند، و در خانه های امن شکنجه، در غربت غریبانه خود، جان باختند، اما از پای نیفتادند. آنان جلوه های زندگانی را، در رهائی کارگران و توده های تحت ستم، به تصویر در آوردند. زیبایی و عشق را، بر سفره زحمتکشان تفسیر کردند و ماندگاری انسان را، در تجسم بخشیدن به سوسیالیسم، بر ویرانه های سرمایه، ترانه می خواندند.
از رستاخیز سیاهکل، تا به امروز، هر گوشه از خاک کشور ایران، با خون رفقایمان، با یاد و نام یارانمان، آذین گرفته است. از جنگل و کویر، تا ستیغ قله های بلند، از فلات و دشت، تا آب های نیلگون خزر، از خلیج، تا بلندای سهند و سبلان، از مغان تا دشت ترکمن، هر جا که بنگری، یاد رفقایمان، شراره ای ست بر خرمن حامیان ستم. و خروش تندر آسایشان، همچون لهیب خشم کارگران، طنین زحمتکشان و فریاد توده های تحت ستم، تا سپیده دمان انقلاب کارگران، بر بام خانه ی مردم، ماندگار خواهد بود.
اینک، که حامیان ستم، دلقکان سرمایه، پیرایش گران "شاه" و "شیخ"، مرگ تو را، در آوای شوم خود، تکرار می کنند، نام تو همچنان، مشعلی ست، بر فراخنای کشور ایران. و نام مسعود و بیژن و پویان، در یادمان پایداری بیشمار یارانمان، چون سعید و سیامک، منیژه و بهکیش و نسترن، هم اینک، در آوردگاه انقلاب کارگران، بر بستر رزم توده های تحت ستم، ققنوس وار به زایش دوباره نشسته است.
از رستاخیز سیاهکل، تا اسفند ماه شصت، و پس از آن، تا به امروز، یاد یارانمان، در زمهریر زمستان، در سردی بهمن و اسفند، همچون بنفشه های بهاری، همواره گل داده اند، و با خود "زمستان شکسته" اند.
در روند بی امان مبارزه ی طبقاتی، پیگیری، استواری و ماندگاری رفقای دیروز و امروزمان، در مقابل حامیان رنگارنگ سرمایه، پرچم داران سازش طبقاتی، که پیوسته تلاش می کنند تا، " با اتکاء به ساعت شماطه دار خویش، بیچاره خلق را متقاعد کنند، که شب از نیمه نیز بر نگذشته است"، همچنان امید به بهاران را، در اندیشه ی طبقه کارگر و زحمتکشان کشورمان، قوام می بخشد. یاد رفقایمان و خاطرات بر جای مانده از آنان، در روایت ایثار، فداکاری، از خودگذشتگی، صداقت، ایمان و باورشان به نیروی توده ها، در به ثمر رساندن انقلاب آتی کارگران و استقرار سوسیالیسم، همچنان روایت ماندگاری زندگانی ماست. روایتی که از شمیم رایحه اش،"در خانه ها زیر پنجره، گل می دهد یاس پیر".
روایت ماندگار زندگانی یارانمان، در پای فشردن بر صداقت مبارزاتی، خصایل کمونیستی و همدلی با توده های تحت ستم، روایتی ست که، دیگر باره، بر تارک جنبش کمونیستی ایران، باید نشانده شود. و شهامت آنان، در از خودگذشتگی، فداکاری و "فدائی وار" زندگی کردن، در جلوه های رزم مشترک، پرچمی ست که اینک، جنبش کمونیستی ایران، سخت بدان نیازمند است و در به اهتزاز نگه داشتن آن، پیگیرانه می بایست، همت گماشته شود.
بیست و پنجم اسفند، سالروز جان باختگان فدائیان اقلیت، یاد آور نزدیک به چهل سال تلاش، پایداری، استقامت و تحمل شرایط نابرابر مبارزه، در دو رژیم دیکتاتوری "شاه" و " شیخ" می باشد. یاد آور مبارزات بی امان فدائیان، با مزدوران رژیم سرکوبگر سلطنتی، در گستره ی کوه و خیابان و کارخانه است. یاد آور شکوه استقامت یارانمان، در روزهای پر تلاطم داغ و درفش و شکنجه است. آنگاه که مزدوران ساواک، برای زنده دستگیر کردن رزمندگان فدائی، فرمان می دادند،" به پاهایشان شلیک کنید". و پس از آن، در رژیم جهل و جنون خمینی نیز دیدیم، چگونه رفقایمان را دزدیدند، شکنجه کردند، و نعش شان را، در کنار جاده افکندند، و باز دیدیم، چگونه جانیان خمینی، پیکر به خون تپیده ی یارانمان را، به ماشین بستند و بر سنگفرش خیابان کشاندند. و این سان، روایت سرخ فدائی، از رستاخیز سیاهکل تا به امروز، بر سنگ فرش خیابان، در کویر و جنگل و دشت، در فلات و خلیج و خزر، و در تمامی گستره ی ایران، نقش بسته است.
اینک در سالروز جان باختگان فدائی، با شما، یاران سر بلند، با شما، رفقای به خون تپیده ی مان، عهد دوباره می بندیم، تا نابودی ستم، تا سرنگونی رژیم جهل و جنون و جنایت، در پیشاپیش کارگران، زنان، معلمان، دانشجویان و زحمتکشان ایران، لحظه ای از پای ننشینیم، و در تداوم رزم انقلابیتان، پرچم سرخ رهائی را، تا رسیدن به آزادی، برابری و سوسیالیسم، بر زمین نگذاریم. با شما باد آتشین سوگند، با شما باد آتشین پیوند
.




پیام نوروزی سازمان فدائیان- اقلیت
نوروز، بر کارگران و زحمتکشان مبارک باد


کارگران، زحمتکشان و روشنفکران انقلابی!
بهار سبز وزیبا، زمستان و فصل سرما راکنار می زند. نوروز و سالی نو از راه می رسد.
سال ۸۵ با همه فراز و نشیب هایش دارد به پایان خود نزدیک می شود. سال نو، در حالی آغاز می گردد که ادامه سلطه جابرانه و ستمگرانه ی جمهوری اسلامی، توده مردم راهمچنان درانقیاد واسارت نگه داشته ودر نتیجه سیاست های ارتجاعی وسرکوبگرانه دولت احمدی نژاد، اکثریت عظیم مردم،کارگران، زنان، دانشجویان، معلمان و دیگر اقشار زحمتکش مردم ایران بافشارها وتضییقات فزاینده و متعدد مادی ومعنوی روبرو هستند.
سیاست های اقتصادی رژیم در سال ۸۵، جدا از سیاست های پیشین آن یعنی سیاست های نئولیبرالی نبود. با تأکید مؤکد خامنه ای بر واگذاری بنگاه ها و مؤسسات کلیدی دولتی به بخش خصوصی، خصوصی سازی و به تبع آن اخراج و بیکار سازی کارگران در ابعاد گسترده تری ادامه یافت. صدهاهزار کارگر، بیکار و بلاتکلیف شدند. نرخ تورم و گرانی، به طور افسار گسیخته و سرسام آوری افزایش یافت. قدرت خرید کارگران و زحمتکشان کاهش یافت. بر فاصله میان هزینه ها و دستمزدها افزوده شد. مردم، فقیرتر وشکاف طبقاتی عمیق تر شد.احمدی نژاد که بایک رشته وعده های فریبکارانه در زمینه بهبود وضعیت اقتصادی وآوردن پول نفت به سر سفره مردم، برسر کار آمده بود، به فوریت درنزد معدود کسانی که ممکن بود به این دروغ ها توهمی داشته باشند، رسوا شد.درسال ۸۵ نه تنها کمترین بهبودی در وضعیت اقتصادی مردم ایجاد نشد، بلکه وضعیت اقتصادی و معیشتی توده های کارگر و زحمتکمش، روز به روز وخیم تر و صفوف میلیونی کارگران و اقشار زحمتکشی که در زیرخط فقر زندگی می کنند،سنگین ترو متراکم تر شد.
سال ۸۵، درعرصه مسائل سیاسی، از این هم وحشتناک تر و فاجعه بارتر بود. بعد از شکست و ناکامی ”اصلاح طلبان“ در تعدیل تضادها وحل بحران و روی کار آورده شدن جناح احمدی نژاد ، رژیم چنین تصور می کرد که با تشدید سرکوب و خفقان و حذف رقبای جناح تازه به قدرت خزیده از مراکز وپست های حساس دولتی، می تواند این تضادها را تعدیل و بحران های موجود را حل کند. از همین رو، توأم با در پیش گرفتن یک سیاست تشنج زا درعرصه خارجی، به تشدیداختناق و سرکوب درعرصه داخلی پرداخت. اعتراضات کارگری ، با خشونت مورد یورش نیروهای امنیتی و نظامی قرار گرفت. دهها کارگر به جرم تجمع و طرح مطالبات خود ویا به دلیل ایجاد تشکل مستقل کارگری، مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، از کار برکنار شدند و یا بازداشت و روانه زندان شدند. دهها کارگر پیشرو وفعال جنبش کارگری، به دادگاه احضار شدند و مورد ارعاب و پیگرد دستگاه امنیتی رژیم قرار گرفتند. در ادامه سیاست های ضد کارگری رژیم ، سرانجام پس از شانزده سال، وزیر کار احمدی نژاد، قانون کار را به زیان کارگران و به نفع سرمایه داران و در راستای تشدید استثمار و بی حقوقی کارگران، تغییر داد.
در سال۸۵، حرکت های اعتراضی زنان و معلمان نیز، بارها و بارها مورد یورش وحشیانه نیروهای نظامی- امنیتی و لباس شخصی ها قرار گرفت. دهها تن از فعالان جنبش زنان ومعلمان، مورد ضرب و شتم قرارگرفته وروانه زندان شدند. رژیم ارتجاعی و زن ستیز جمهوری اسلامی، درهمان حال که به کوشش های مذبوحانه خود برای پیاده کردن طرح های جدیدی جهت پایمال کردن بیش از پیش حقوق زنان، برای تحکیم و تقویت نابرابری جنسیتی و قوانین تبعیض آمیز علیه زنان ادامه داد، از پذیرش مطالبات معلمان بازهم امتناع ورزید.
دانشگاه ها و مراکز دانشجوئی نیز از تعرضات ارتجاع حاکم مصون نماندند. کابینه نظامی- امنیتی احمدی نژاد و وزارت علوم آن، به تعویض مقامات و رؤسای دانشگاهها و برکناری برخی اساتید اکتفا نکرد. بلکه با ابداع دانشجوی ستاره دار، سیاست سرکوبگرانه فعالین جنبش دانشجوئی را تشدید نمود و دخالت های پلیسی- جاسوسی خود را از طریق ارگان های بسیجی- امنیتی در دانشگاه، در ابعاد وسیعی گسترش داد. صدها دانشجو به مراکز ”گزینشی“- امنیتی احضار شدند. صدها دانشجو، مورد تهدید و ارعاب قرار گرفتند، حکم محرومیت از تحصیل گرفتند و یا دستگیر وبازداشت و روانه زندان شدند. نشریات دانشجوئی یکی پس از دیگری تعطیل و توقیف شدند.اعمال فشار بر نویسندگان، روزنامه نگاران و زندانیان سیاسی افزایش یافت. سانسور وممیزی نشر کتاب تشدیدگردید و صدها سایت اینترنتی نیز فیلتر شد.
رژِیم ارتجاعی جمهوری اسلامی براین خیال بود که با تشدید خفقان و توسل به سرنیزه و سرکوب خشن وعریان و با گستراندن فضای رعب واختناق در جامعه، می تواند، تضادهای جامعه راتخفیف دهد، بحران های موجود را حل کند و توده های زحمتکش مردم را به سکوت و خاموشی وادار سازد. اما تشدید و تداوم اعتراضات واعتصابات کارگران، اجتماعات اعتراضی و اعتصابات سراسری معلمان، اجتماعات اعتراضی و مکرر زنان و دانشجویان، بار دیگر نشان داد که رژیم ارتجاعی حاکم، با هر درجه از سرکوب و تکیه برسرنیزه، بازهم قادر نیست جلوی رشد جنبش های اعتراضی واجتماعی را مسدود کند. هم اکنون دامنه اعتراض و نارضایتی در میان اقشار زحمتکش مردم به نحو چشمگیری افزایش یافته است. سیر رویدادها در یک سال اخیر مطلقا به زیان جمهوری اسلامی رقم خورده است و به نحو غیر قابل انکاری باردیگر این حقیقت را ثابت می کند، که مردم، این رژیم را نمی خواهند.
کارگران، زحمتکشان و روشنفکران انقلابی!
وضعیت رژیم جمهوری اسلامی درعرصه مسائل خارجی نیز بهتر از وضعیت داخلی آن نیست. این فقط تحولات داخلی نیست که به زیان رژیم رقم خورده است و بیش از این به زیان رژیم رقم خواهد خورد. بلکه تحولات بین المللی و منطقه ای نیز چشم انداز امید بخشی برای حاکمیت کنونی ترسیم نمی کند. صدور قطعنامه شورای امنیت واعمال تحریم های گسترش یابنده ی متعاقب آن، جمهوری اسلامی را در موقعیت بسیار دشوار و متناقضی قرار داده است . تصمیمات شورای امنیت وتحریم رژیم جمهوری اسلامی ، آشکاراموقعیت رژیم را تضعیف نموده است. این موضوع، درعین حال ، برشدت تضادها واختلافات درونی رژیم نیز افزوده است وآن را با یک بحران سیاسی جدید روبرو ساخته است. هم اکنون تشتت و پراکندگی در میان حکومت کنندگان به جائی رسیده است که علی رغم تلاش سران حکومتی برای پرهیز از اختلافات، دیگر نمی توانند مانع کشمکش ها و جدال های لفظی شدید در بالاترین رده های حکومتی، منجمله نزاع لفظی میان رفسنجانی واحمدی نژاد شوند و یا آن را پنهان نگهدارند. آن ها مانند اسب های گاری، هنگام بالا رفتن از سربالائی یک دیگر را گاز می گیرند.
شکی نیست که پافشاری بر سیاست های تاکنونی، بحران سیاسی را به مراحل حادتری می کشاند، تضادهای کنونی و شکاف های موجود راعمیق تر می سازد و امکان بروز و گسترش جنبش های اعتراضی و برآمد توده ای و انفجار اجتماعی تهدید کننده موجودیت جمهوری اسلامی را نیز بالا می برد.
از سوی دیگرپذیرش قطعنامه شورای امنیت نیزآشکارا به معنای شکست جمهوری اسلامی ست که به اعتبار و نفوذ آن درمنطقه، به ویژه لبنان و فلسطین وعراق، لطمه جدی وارد خواهد ساخت. عقب نشینی جمهوری اسلامی در این زمینه، به معنای نقطه آغازی برای عقب نشینی های بعدی و امتیاز دادن های بیشتر خواهد بود. آمریکا صرفا به مسئله اتمی اکتفا نخواهد کرد و بر فشارهای خود برای وادار ساختن جمهوری اسلامی به تبعیت از سیاست های منطقه ای خود ادامه خواهد داد. جمهوری اسلامی نیز این موضوع را خوب می داند و به همین دلیل در برابر پذیرش قطعنامه شورای امنیت مقاومت می کند. پذیرش قطعنامه ، دراساس نه فقط به معنای پایان نقش رژیم به عنوان یک حکومت مذهبی مدعی و مروج پان اسلامیسم است ، بلکه درعین حال به معنای پایان کار جناح حاکم نیز هست که کم ترین اثر بلاواسطه آن، جابه جائی درترکیب هیئت حاکمه کنونی است که این نیز بدون تشنج و تلاطم نخواهد بود.
کارگران، زحمتکشان وروشنفکران انقلابی!
هیچیک از دوگزینه ای که دربرابر رژیم قرارداده شده است به نفع آن نیست. جمهوری اسلامی هم اکنون به شدت درتنگنا قرار گرفته است . با توجه به وضعیت کنونی رژیم وروندطی شده در یک سال گذشته، چشم انداز سال آینده، جز وخیم تر شدن اوضاع اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی نخواهد بود. مرتجعین حاکم چه در عرصه مسائل داخلی و چه در زمینه مسائل بین المللی با دشواری های متعددی دست به گریبان اند. آسیب پذیری جمهوری اسلامی به شدت افزایش یافته ورژیم دریکی ازضعیف ترین مراحل حیات خوش بسر می برد . باید مبارزه علیه این رژیم را تشدید کرد. با گذشت نزدیک به سه دهه از حاکمیت ارتجاع اسلامی، اکنون این واقعیت بر همگان آشکار شده است که با وجود این رژیم، هیچ گونه بهبودی نه در وضعیت اقتصادی و معیشتی توده مردم و نه در زندگی سیاسی و اجتماعی آن ها صورت نخواهد گرفت. مادام که شما کارگران و زحمتکشان طومار این رژیم ارتجاعی را درهم نپیچیده و حکومت شورائی خود را مستقر نساخته اید، اوضاع بر همین منوال خواهد بود. رشد و گسترش اعتراضات، اعتصابات و مبارزات کارگران ، معلمان، زنان ودانشجویان، بیانگر چیز دیگری جز این نیست که شما توده های مردم ایران به مبارزه ای مصممانه برای سرنگونی رژیم روی آورده اید. اعتراضات واعتصابات پراکنده کنونی را باید به اعتصابات متشکل و سراسری تبدیل نمود و به اشکال عالی تر مبارزه ارتقاء داد. رژیم جمهوری اسلامی را باید بایک اعتصاب عمومی سیاسی و قیام مسلحانه برانداخت.
با امید به فرا رسیدن چنین روزی ، نوروز را به شما کارگران وعموم زحمتکشان تبریک می گوییم .


سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورائی
سازمان فدائیان- اقلیت
اسفند ١۳۸۵
کار – نان – آزادی – حکومت شورائی
www.fadaian-minority.org نشانی ما روی اینترنت:
info@fadaian-minority.org آدرس الکترونیکی ما
: