
پیام نوروزی سازمان فدائیان- اقلیت
نوروز، بر کارگران و زحمتکشان مبارک باد
کارگران، زحمتکشان و روشنفکران انقلابی!
بهار سبز وزیبا، زمستان و فصل سرما راکنار می زند. نوروز و سالی نو از راه می رسد.
سال ۸۵ با همه فراز و نشیب هایش دارد به پایان خود نزدیک می شود. سال نو، در حالی آغاز می گردد که ادامه سلطه جابرانه و ستمگرانه ی جمهوری اسلامی، توده مردم راهمچنان درانقیاد واسارت نگه داشته ودر نتیجه سیاست های ارتجاعی وسرکوبگرانه دولت احمدی نژاد، اکثریت عظیم مردم،کارگران، زنان، دانشجویان، معلمان و دیگر اقشار زحمتکش مردم ایران بافشارها وتضییقات فزاینده و متعدد مادی ومعنوی روبرو هستند.
سیاست های اقتصادی رژیم در سال ۸۵، جدا از سیاست های پیشین آن یعنی سیاست های نئولیبرالی نبود. با تأکید مؤکد خامنه ای بر واگذاری بنگاه ها و مؤسسات کلیدی دولتی به بخش خصوصی، خصوصی سازی و به تبع آن اخراج و بیکار سازی کارگران در ابعاد گسترده تری ادامه یافت. صدهاهزار کارگر، بیکار و بلاتکلیف شدند. نرخ تورم و گرانی، به طور افسار گسیخته و سرسام آوری افزایش یافت. قدرت خرید کارگران و زحمتکشان کاهش یافت. بر فاصله میان هزینه ها و دستمزدها افزوده شد. مردم، فقیرتر وشکاف طبقاتی عمیق تر شد.احمدی نژاد که بایک رشته وعده های فریبکارانه در زمینه بهبود وضعیت اقتصادی وآوردن پول نفت به سر سفره مردم، برسر کار آمده بود، به فوریت درنزد معدود کسانی که ممکن بود به این دروغ ها توهمی داشته باشند، رسوا شد.درسال ۸۵ نه تنها کمترین بهبودی در وضعیت اقتصادی مردم ایجاد نشد، بلکه وضعیت اقتصادی و معیشتی توده های کارگر و زحمتکمش، روز به روز وخیم تر و صفوف میلیونی کارگران و اقشار زحمتکشی که در زیرخط فقر زندگی می کنند،سنگین ترو متراکم تر شد.
سال ۸۵، درعرصه مسائل سیاسی، از این هم وحشتناک تر و فاجعه بارتر بود. بعد از شکست و ناکامی ”اصلاح طلبان“ در تعدیل تضادها وحل بحران و روی کار آورده شدن جناح احمدی نژاد ، رژیم چنین تصور می کرد که با تشدید سرکوب و خفقان و حذف رقبای جناح تازه به قدرت خزیده از مراکز وپست های حساس دولتی، می تواند این تضادها را تعدیل و بحران های موجود را حل کند. از همین رو، توأم با در پیش گرفتن یک سیاست تشنج زا درعرصه خارجی، به تشدیداختناق و سرکوب درعرصه داخلی پرداخت. اعتراضات کارگری ، با خشونت مورد یورش نیروهای امنیتی و نظامی قرار گرفت. دهها کارگر به جرم تجمع و طرح مطالبات خود ویا به دلیل ایجاد تشکل مستقل کارگری، مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، از کار برکنار شدند و یا بازداشت و روانه زندان شدند. دهها کارگر پیشرو وفعال جنبش کارگری، به دادگاه احضار شدند و مورد ارعاب و پیگرد دستگاه امنیتی رژیم قرار گرفتند. در ادامه سیاست های ضد کارگری رژیم ، سرانجام پس از شانزده سال، وزیر کار احمدی نژاد، قانون کار را به زیان کارگران و به نفع سرمایه داران و در راستای تشدید استثمار و بی حقوقی کارگران، تغییر داد.
در سال۸۵، حرکت های اعتراضی زنان و معلمان نیز، بارها و بارها مورد یورش وحشیانه نیروهای نظامی- امنیتی و لباس شخصی ها قرار گرفت. دهها تن از فعالان جنبش زنان ومعلمان، مورد ضرب و شتم قرارگرفته وروانه زندان شدند. رژیم ارتجاعی و زن ستیز جمهوری اسلامی، درهمان حال که به کوشش های مذبوحانه خود برای پیاده کردن طرح های جدیدی جهت پایمال کردن بیش از پیش حقوق زنان، برای تحکیم و تقویت نابرابری جنسیتی و قوانین تبعیض آمیز علیه زنان ادامه داد، از پذیرش مطالبات معلمان بازهم امتناع ورزید.
دانشگاه ها و مراکز دانشجوئی نیز از تعرضات ارتجاع حاکم مصون نماندند. کابینه نظامی- امنیتی احمدی نژاد و وزارت علوم آن، به تعویض مقامات و رؤسای دانشگاهها و برکناری برخی اساتید اکتفا نکرد. بلکه با ابداع دانشجوی ستاره دار، سیاست سرکوبگرانه فعالین جنبش دانشجوئی را تشدید نمود و دخالت های پلیسی- جاسوسی خود را از طریق ارگان های بسیجی- امنیتی در دانشگاه، در ابعاد وسیعی گسترش داد. صدها دانشجو به مراکز ”گزینشی“- امنیتی احضار شدند. صدها دانشجو، مورد تهدید و ارعاب قرار گرفتند، حکم محرومیت از تحصیل گرفتند و یا دستگیر وبازداشت و روانه زندان شدند. نشریات دانشجوئی یکی پس از دیگری تعطیل و توقیف شدند.اعمال فشار بر نویسندگان، روزنامه نگاران و زندانیان سیاسی افزایش یافت. سانسور وممیزی نشر کتاب تشدیدگردید و صدها سایت اینترنتی نیز فیلتر شد.
رژِیم ارتجاعی جمهوری اسلامی براین خیال بود که با تشدید خفقان و توسل به سرنیزه و سرکوب خشن وعریان و با گستراندن فضای رعب واختناق در جامعه، می تواند، تضادهای جامعه راتخفیف دهد، بحران های موجود را حل کند و توده های زحمتکش مردم را به سکوت و خاموشی وادار سازد. اما تشدید و تداوم اعتراضات واعتصابات کارگران، اجتماعات اعتراضی و اعتصابات سراسری معلمان، اجتماعات اعتراضی و مکرر زنان و دانشجویان، بار دیگر نشان داد که رژیم ارتجاعی حاکم، با هر درجه از سرکوب و تکیه برسرنیزه، بازهم قادر نیست جلوی رشد جنبش های اعتراضی واجتماعی را مسدود کند. هم اکنون دامنه اعتراض و نارضایتی در میان اقشار زحمتکش مردم به نحو چشمگیری افزایش یافته است. سیر رویدادها در یک سال اخیر مطلقا به زیان جمهوری اسلامی رقم خورده است و به نحو غیر قابل انکاری باردیگر این حقیقت را ثابت می کند، که مردم، این رژیم را نمی خواهند.
کارگران، زحمتکشان و روشنفکران انقلابی!
وضعیت رژیم جمهوری اسلامی درعرصه مسائل خارجی نیز بهتر از وضعیت داخلی آن نیست. این فقط تحولات داخلی نیست که به زیان رژیم رقم خورده است و بیش از این به زیان رژیم رقم خواهد خورد. بلکه تحولات بین المللی و منطقه ای نیز چشم انداز امید بخشی برای حاکمیت کنونی ترسیم نمی کند. صدور قطعنامه شورای امنیت واعمال تحریم های گسترش یابنده ی متعاقب آن، جمهوری اسلامی را در موقعیت بسیار دشوار و متناقضی قرار داده است . تصمیمات شورای امنیت وتحریم رژیم جمهوری اسلامی ، آشکاراموقعیت رژیم را تضعیف نموده است. این موضوع، درعین حال ، برشدت تضادها واختلافات درونی رژیم نیز افزوده است وآن را با یک بحران سیاسی جدید روبرو ساخته است. هم اکنون تشتت و پراکندگی در میان حکومت کنندگان به جائی رسیده است که علی رغم تلاش سران حکومتی برای پرهیز از اختلافات، دیگر نمی توانند مانع کشمکش ها و جدال های لفظی شدید در بالاترین رده های حکومتی، منجمله نزاع لفظی میان رفسنجانی واحمدی نژاد شوند و یا آن را پنهان نگهدارند. آن ها مانند اسب های گاری، هنگام بالا رفتن از سربالائی یک دیگر را گاز می گیرند.
شکی نیست که پافشاری بر سیاست های تاکنونی، بحران سیاسی را به مراحل حادتری می کشاند، تضادهای کنونی و شکاف های موجود راعمیق تر می سازد و امکان بروز و گسترش جنبش های اعتراضی و برآمد توده ای و انفجار اجتماعی تهدید کننده موجودیت جمهوری اسلامی را نیز بالا می برد.
از سوی دیگرپذیرش قطعنامه شورای امنیت نیزآشکارا به معنای شکست جمهوری اسلامی ست که به اعتبار و نفوذ آن درمنطقه، به ویژه لبنان و فلسطین وعراق، لطمه جدی وارد خواهد ساخت. عقب نشینی جمهوری اسلامی در این زمینه، به معنای نقطه آغازی برای عقب نشینی های بعدی و امتیاز دادن های بیشتر خواهد بود. آمریکا صرفا به مسئله اتمی اکتفا نخواهد کرد و بر فشارهای خود برای وادار ساختن جمهوری اسلامی به تبعیت از سیاست های منطقه ای خود ادامه خواهد داد. جمهوری اسلامی نیز این موضوع را خوب می داند و به همین دلیل در برابر پذیرش قطعنامه شورای امنیت مقاومت می کند. پذیرش قطعنامه ، دراساس نه فقط به معنای پایان نقش رژیم به عنوان یک حکومت مذهبی مدعی و مروج پان اسلامیسم است ، بلکه درعین حال به معنای پایان کار جناح حاکم نیز هست که کم ترین اثر بلاواسطه آن، جابه جائی درترکیب هیئت حاکمه کنونی است که این نیز بدون تشنج و تلاطم نخواهد بود.
کارگران، زحمتکشان وروشنفکران انقلابی!
هیچیک از دوگزینه ای که دربرابر رژیم قرارداده شده است به نفع آن نیست. جمهوری اسلامی هم اکنون به شدت درتنگنا قرار گرفته است . با توجه به وضعیت کنونی رژیم وروندطی شده در یک سال گذشته، چشم انداز سال آینده، جز وخیم تر شدن اوضاع اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی نخواهد بود. مرتجعین حاکم چه در عرصه مسائل داخلی و چه در زمینه مسائل بین المللی با دشواری های متعددی دست به گریبان اند. آسیب پذیری جمهوری اسلامی به شدت افزایش یافته ورژیم دریکی ازضعیف ترین مراحل حیات خوش بسر می برد . باید مبارزه علیه این رژیم را تشدید کرد. با گذشت نزدیک به سه دهه از حاکمیت ارتجاع اسلامی، اکنون این واقعیت بر همگان آشکار شده است که با وجود این رژیم، هیچ گونه بهبودی نه در وضعیت اقتصادی و معیشتی توده مردم و نه در زندگی سیاسی و اجتماعی آن ها صورت نخواهد گرفت. مادام که شما کارگران و زحمتکشان طومار این رژیم ارتجاعی را درهم نپیچیده و حکومت شورائی خود را مستقر نساخته اید، اوضاع بر همین منوال خواهد بود. رشد و گسترش اعتراضات، اعتصابات و مبارزات کارگران ، معلمان، زنان ودانشجویان، بیانگر چیز دیگری جز این نیست که شما توده های مردم ایران به مبارزه ای مصممانه برای سرنگونی رژیم روی آورده اید. اعتراضات واعتصابات پراکنده کنونی را باید به اعتصابات متشکل و سراسری تبدیل نمود و به اشکال عالی تر مبارزه ارتقاء داد. رژیم جمهوری اسلامی را باید بایک اعتصاب عمومی سیاسی و قیام مسلحانه برانداخت.
با امید به فرا رسیدن چنین روزی ، نوروز را به شما کارگران وعموم زحمتکشان تبریک می گوییم .
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی – برقرار باد حکومت شورائی
سازمان فدائیان- اقلیت
اسفند ١۳۸۵
کار – نان – آزادی – حکومت شورائی
www.fadaian-minority.org نشانی ما روی اینترنت:
info@fadaian-minority.org آدرس الکترونیکی ما
: